عیسی ,مسیح ,عیسی مسیح ,بوسیله عیسی

رومـیـان فصل ۱

:: رومـیـان فصل ۱
عیسی ,مسیح ,عیسی مسیح ,بوسیله عیسی من، پولس، که غلام عیسی مسیح می‌باشم، این نامه را برای شما می‌نویسم. خدا مرا برگزیده و فرستاده است تا مژده انجیل او را به همگان برسانم.   ۲ انجیلی که وعده‌اش را از زمانهای دور توسط انبیای خود در کتاب آسمانی داده بود.   ۳ این مژده درباره فرزند خدا، یعنی خداوند ما عیسی مسیح می‌باشد که همچون انسان از نسل داود نبی به دنیا آمد؛   ۴ اما با زنده شدنش پس از مرگ، ثابت کرد که فرزند نیرومند خدا و دارای ذات مقدس الهی است.   ۵ بوسیله عیسی مسیح است که خدا فیض و لطف بی پایان خود را شامل حال ما گناهکاران نالایق کرده و ما را به سراسر جهان فرستاده تا به همه اقوام اعلام کنیم که او چه لطف عظیمی نموده است، تا ایشان نیز به عیسی مسیح ایمان آورند و از او اطاعت کنند.   ۶و۷ برادران عزیز که در شهر روم هستید و این نامه را می‌خوانید، شما نیز جزو کسانی هستید که مورد مهر و محبت خدا می‌باشند، زیرا شما هم بوسیله عیسی مسیح دعوت شده‌اید تا قوم مقدس خدا و از آن او باشید. پس، از پدرمان خدا و خداوندمان عیسی مسیح، طالب رحمت و آرامش برای شما می‌باشم.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : عیسی ,مسیح ,عیسی مسیح ,بوسیله عیسی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : رومـیـان فصل ۱


عیسی ,شیطان ,آسمانی ,تمام ,کتاب ,«اگر ,کتاب آسمانی ,آسمانی آمده ,جواب فرمود

انجیل لـوقـا فصل ۴

:: انجیل لـوقـا فصل ۴
عیسی ,شیطان ,آسمانی ,تمام ,کتاب ,«اگر ,کتاب آسمانی ,آسمانی آمده ,جواب فرمود عیسی بر وسوسه‌های شیطان پیروز می‌شود     ۱ عیسی که پر از روح‌القدس شده بود، با هدایت همان روح، از رود اردن به بیابانهای یهودیه رفت.   ۲ در آنجا شیطان برای مدت چهل روز او را وسوسه می‌کرد. در تمام این مدت، عیسی چیزی نخورد؛ از اینرو در پایان، بسیار گرسنه شد.   ۳ شیطان به عیسی گفت: «اگر تو فرزند خدا هستی، به این سنگ بگو تا نان شود!»   ۴ عیسی در جواب فرمود: «در کتاب آسمانی نوشته شده است که نیاز انسان در زندگی، فقط نان نیست.»   ۵ سپس شیطان او را به قله کوهی برد و در یک آن، تمام ممالک جهان را به او نشان داد،   ۶و۷ و گفت: «اگر فقط زانو بزنی و مرا سجده کنی، تمام این مملکتها را با شکوه و جلالشان، به تو خواهم بخشید؛ چون همه آنها از آن من است و به هر که بخواهم واگذار می‌کنم.»   ۸ عیسی جواب داد: «در کتاب آسمانی آمده که انسان باید فقط و فقط خدا را بپرستد!»   ۹ آنگاه شیطان از آنجا او را به اورشلیم برد و بر مرتفع‌ترین نقطه خانه خدا قرار داد و گفت: «اگر فرزند خدا هستی، خود را از اینجا به زیر بینداز،   ۱۰و۱۱ چون در کتاب آسمانی آمده که خدا فرشته‌های خود را خواهد فرستاد تا تو را محافظت کنند و در دستهای خود نگاه دارند که پایت به سنگی نخورد!»   ۱۲ عیسی در جواب فرمود: «کتاب آسمانی این را نیز می‌فرماید که خداوند خود را آزمایش مکن!»   ۱۳ وقتی شیطان تمام وسوسه‌های خود را به پایان رسانید، تا مدتی عیسی را رها کرد.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : عیسی ,شیطان ,آسمانی ,تمام ,کتاب ,«اگر ,کتاب آسمانی ,آسمانی آمده ,جواب فرمود
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انجیل لـوقـا فصل ۴


عیسی ,خانه

انجیل لـوقـا فصل ۱۹

:: انجیل لـوقـا فصل ۱۹
عیسی ,خانه

  باجگیری به عیسی ایمان می‌آورد  

  ۱ عیسی وارد اریحا شد تا از آنجا راه خود را بسوی اورشلیم ادامه دهد.   ۲ در اریحا شخص ثروتمندی زندگی می‌کرد، به نام «زکی» که رئیس مأمورین باج و خراج بود؛   ۳ او می‌خواست عیسی را ببیند، اما بسبب ازدحام مردم نمی‌توانست، چون قدش کوتاه بود.   ۴ پس جلو دوید و از درخت چناری که در کنار راه بود، بالا رفت تا از آنجا عیسی را ببیند.   ۵ وقتی عیسی نزدیک درخت رسید، به بالا نگاه کرد و او را بنام صدا زد و فرمود: «زکی، بشتاب و پایین بیا! چون می‌خواهم امروز به خانه تو بیایم و مهمانت باشم!»   ۶ زکی با عجله پایین آمد و با هیجان و شادی، عیسی را به خانه خود برد.   ۷ تمام کسانی که این واقعه را دیدند، گله و شکایت سر داده، با ناراحتی می‌گفتند: «او مهمان یک گناهکار بدنام شده است!»   ۸ اما زکی در حضور عیسای خداوند ایستاد و گفت: «سرور من، اینک نصف دارایی خود را به فقرا خواهم بخشید، و اگر از کسی مالیات اضافی گرفته باشم، چهار برابر آن را پس خواهم داد!»   ۹و۱۰ عیسی به او فرمود: «این نشان می‌دهد که امروز نجات به اهل این خانه روی آورده است. این مرد، یکی از فرزندان ابراهیم است که گمراه شده بود. من آمده‌ام تا چنین اشخاص را بیابم و نجات بخشم!»

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : عیسی ,خانه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انجیل لـوقـا فصل ۱۹


پیام ,چیزی ,مردم ,خارها ,برابر ,زمین

انجیل مرقس فصل ۴

:: انجیل مرقس فصل ۴
پیام ,چیزی ,مردم ,خارها ,برابر ,زمینحکایت کشاورز     ۱و۲ بار دیگر عیسی در کنار دریاچه به تعلیم مردم پرداخت و جمعیتی بزرگ نزدش گرد آمدند، بطوری که مجبور شد در قایقی بنشیند و کمی از ساحل فاصله بگیرد و از همانجا با مردم سخن گوید. او وقتی می‌خواست چیزی به مردم بیاموزد، معمولاً آن را بصورت داستان بیان می‌کرد. مثلاً یکبار این داستان را نقل کرد:   ۳ «گوش کنید! روزی کشاورزی رفت تا در مزرعه‌اش تخم بکارد.   ۴ هنگامی که تخم می‌پاشید، مقداری از تخمها در جاده افتادند و پرنده‌ها آمده، آنها را از آن زمین خشک برداشتند و خوردند.   ۵و۶ مقداری نیز روی خاکی افتادند که زیرش سنگ بود؛ به همین خاطر زود سبز شدند، ولی طولی نکشید که زیر حرارت آفتاب سوختند و از بین رفتند، چون ریشه محکمی نداشتند.   ۷ بعضی از تخم‌ها نیز در میان خارها ریخت؛ خارها دور آنها را گرفتند و نگذاشتند ثمری بدهند.   ۸ اما مقداری از تخمها در زمین خوب و حاصلخیز افتادند و سی برابر زیادتر و بعضی‌ها تا شصت و حتی صد برابر ثمر دادند.   ۹ اگر گوش دارید، گوش کنید!»   ۱۰ پس از آن، وقتی آن دوازده نفر و سایر پیروانش با او تنها بودند، از او پرسیدند: «منظور از این داستان چه بود؟»   ۱۱ عیسی جواب داد: «خدا به شما این اجازه را عطا فرموده تا اسرار ملکوتش را درک نمایید. ولی برای آنانی که از من پیروی نمی‌کنند، باید همه چیزها را به صورت معما و مثل بیان کرد.   ۱۲ همانطور که یکی از پیامبران فرموده: با اینکه می‌بینند و می‌شنوند، اما چیزی درک نمی‌کنند و بسوی خدا بر نمی‌گردند تا خدا گناهانشان را ببخشد.»   ۱۳ سپس به ایشان گفت: «اگر منظور این مثل را درک نکردید، مثلهای دیگر را که خواهم گفت، چگونه خواهید فهمید؟   ۱۴ منظور از کشاورز کسی است که پیام خدا را مانند تخم در دل مردم می‌کارد.   ۱۵ آن جاده خشک که بعضی تخمها بر آن افتاد، دل سنگ کسانی است که پیام خدا را می‌شنوند، ولی چون قلبشان سخت است، فوراً شیطان می‌آید و آنچه را کاشته شده است می‌رباید.   ۱۶ خاکی که زیرش سنگ بود، دل کسانی است که با خوشحالی پیام خدا را می‌شنوند.   ۱۷ ولی مانند آن نهال تازه، چون ریشه عمیقی نمی‌دوانند، دوام نمی‌آورند. اینها گرچه اول خوب پیش می‌روند ولی همینکه بخاطرکلام آزار و اذیتی ببینند، فوری ایمان خود را از دست می‌دهند.   ۱۸ زمینی که از خارها پوشیده شده بود، مانند قلب اشخاصی است که پیام را قبول می‌کنند،   ۱۹ اما چیزی نمی‌گذرد که گرفتاریهای زندگی، عشق به ثروت، شهرت طلبی و علاقه به چیزهای دیگر آنقدر فکرشان را مشغول می‌کند که دیگر جایی برای پیام خدا در قلبشان باقی نمی‌ماند؛ در نتیجه هیچ ثمره‌ای به بار نمی‌آید.   ۲۰ و اما زمین خوب و حاصلخیز، دل انسان‌هایی است که پیام خدا را با جان و دل می‌پذیرند و در مقابل، سی برابر، شصت و حتی صد برابر ثمر می‌دهند.»   ۲۱ سپس از ایشان پرسید: «چراغی را که روشن می‌کنند، آیا زیر جعبه یا تخت پنهان می‌نمایند؟ نه، بلکه آن را روی پایه می‌گذارند تا نورش بر همه بتابد.   ۲۲ همینطور نیز هر چه پنهان و نادانسته است، روزی آشکار و واضح خواهد شد.   ۲۳ اگر گوش شنوا دارید، گوش کنید.   ۲۴ «دقت کنید تا آنچه را که می‌شنوید، انجام دهید. چون هر چقدر در انجام آنها بکوشید، سخنانم را بهتر درک خواهید کرد.   ۲۵ زیرا هر که چیزی داشته باشد، باز هم به او بیشتر عطا خواهد شد؛ و کسی که چیزی نداشته باشد، حتی چیز کمی هم که دارد از او گرفته خواهد شد.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : پیام ,چیزی ,مردم ,خارها ,برابر ,زمین
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انجیل مرقس فصل ۴


شریعت ,زنده ,یهود ,شوهرش ,ازدواج ,دیگری ازدواج ,شریعت دیگر ,اصول شریعت

رومـیـان فصل ۷

:: رومـیـان فصل ۷
شریعت ,زنده ,یهود ,شوهرش ,ازدواج ,دیگری ازدواج ,شریعت دیگر ,اصول شریعت آزادی از شریعت     ۱ ای برادران عزیز، شما که از اصول شریعت آگاهی دارید، یقینا می‌دانید که وقتی شخصی می‌میرد، اصول شریعت دیگر بر او حاکم نیست.   ۲و۳ بعنوان مثال زنی که ازدواج کرده، تا زمانی که شوهرش زنده است، شرعاً به شوهرش تعلق دارد و مجاز نیست با مرد دیگری ازدواج کند. اما اگر شوهرش فوت کند، آزاد است و می‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند. آن زن در صورتی که پیش از فوت شوهر دست به چنین عملی بزند، زناکار خوانده می‌شود، اما پس از مرگ شوهرش، اشکالی در این کار وجود ندارد.   ۴ درمورد شما نیز همین امر صادق است، به این ترتیب که شریعت یهود در گذشته همچون شوهر و صاحب اختیار شما بود. اما شما همراه مسیح بر روی صلیب مردید، از اینرو از قید «ازدواج و تعلق به شریعت یهود» آزاد شده‌اید و شریعت دیگر بر شما تسلط و حکمرانی ندارد. سپس همانطور که مسیح زنده شد، شما هم زنده شدید و اکنون شخص جدیدی هستید. حال، می‌توان گفت که شما با آن کسی که از مردگان برخاست و زنده شد، «ازدواج کرده‌اید»‌، و از اینرو می‌توانید برای خدمت خدا مفید باشید و ثمر بیاورید.   ۵ هنگامی که هنوز طبیعت کهنه شما بر وجودتان مسلط بود، شریعت و احکام دین یهود باعث می‌شد خواهشهای گناه آلود در شما بیدار شوند و وادارتان سازند تا اعمالی را انجام دهید که خدا نهی کرده است؛ به این ترتیب به سوی تباهی و مرگ می‌رفتید.   ۶ اما اکنون دیگر وظیفه‌ای نسبت به احکام دین یهود ندارید، زیرا در همان زمان که اسیر آنها بودید، «مردید» و حال می‌توانید خدا را بطور حقیقی خدمت کنید، نه به روش سابق یعنی اطاعت از تعدادی امر و نهی، بلکه به روش نوین یعنی بوسیله ‌روح‌القدس.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : شریعت ,زنده ,یهود ,شوهرش ,ازدواج ,دیگری ازدواج ,شریعت دیگر ,اصول شریعت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : رومـیـان فصل ۷


تسلی

دوم قرنتیان فصل ۱

:: دوم قرنتیان فصل ۱
تسلی ۳و۴ چقدر باید خدا را شکر کنیم، خدایی که پدر خداوند ما عیسی مسیح است، خدایی که سرچشمه لطف و مهربانی است و در زحمات، ما را تسلی و قوت قلب می‌بخشد. بلی، او ما را تسلی می‌دهد تا ما نیز همین تسلی را به کسانی دهیم که در زحمتند و به همدردی و تشویق ما نیاز دارند.   ۵ یقین بدانید که هر قدر برای مسیح بیشتر زحمت ببینیم، از او تسلی و دلگرمی بیشتری خواهیم یافت.   ۶و۷ ما برای رساندن نجات و تسلی خدا به شما، زحمات بسیاری متحمل می‌شویم. اما در این زحمات، خدا ما را تسلی عطا کرده است، که این نیز به منظور کمک به شماست؛ تا بدانید که وقتی شما نیز در سختی قرار می‌گیرید، او شما را تسلی خواهد داد. او به شما این قدرت را خواهد بخشید که ناملایمات را تحمل کنید.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : تسلی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : دوم قرنتیان فصل ۱


کیسه ,مبلغ ,ارباب ,انتظار محصول ,مبلغ بیشتری ,طلای دیگر ,کیسه طلای ,گرفته بود،

انجیل متی فصل ۲۵

:: انجیل متی فصل ۲۵
کیسه ,مبلغ ,ارباب ,انتظار محصول ,مبلغ بیشتری ,طلای دیگر ,کیسه طلای ,گرفته بود، کار خداوند کوشا و وفادار باشید     ۱۴ ملکوت آسمان را می‌توان با این حکایت نیز تشریح کرد: مردی عزم سفر داشت. پس خدمتگزاران خود را خواست و به آنان سرمایه‌ای داد تا در غیاب او، آن را بکار بیندازند.   ۱۵ به هر کدام به اندازه توانایی‌اش داد: به اولی پنج کیسه طلا، به دومی دو کیسه طلا و به سومی یک کیسه طلا. سپس عازم سفر شد.   ۱۶ اولی که پنج کیسه طلا گرفته بود، بی درنگ مشغول خرید و فروش شد و طولی نکشید که پنج کیسه طلای دیگر هم به دارایی او اضافه شد.   ۱۷ دومی هم که دو کیسه طلا داشت، همین کار را کرد و دو کیسه طلای دیگر نیز سود برد.   ۱۸ ولی سومی که یک کیسه طلا داشت، زمین را کند و پولش را زیر سنگ مخفی کرد.   ۱۹ پس از مدتی طولانی، ارباب از سفر برگشت و خدمتگزاران خود را برای تصفیه حساب فرا خواند.   ۲۰ شخصی که پنج کیسه طلا گرفته بود، ده کیسه طلا تحویل داد   ۲۱ ارباب به او گفت: آفرین، آفرین! حال که در این مبلغ کم درستکار بودی، مبلغ بیشتری به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی من شریک شو.   ۲۲ سپس آن که دو کیسه گرفته بود جلو آمد و گفت: آقا، شما دو کیسه طلا داده بودید؛ دو کیسه دیگر هم سود آورده‌ام.   ۲۳ اربابش به او گفت: آفرین! تو خدمتگزار خوب و با وفایی هستی. چون در این مبلغ کم، امانت خود را نشان دادی، حالا مبلغ بیشتری به تو می‌دهم. بیا و در شادی من شریک شو.   ۲۴و۲۵ آنگاه آخری با یک کیسه جلو آمد و گفت: آقا، من می‌دانستم که شما آنقدر مرد سختگیری هستید که حتی از زمینی که چیزی در آن نکاشته‌اید انتظار محصول دارید. پس، از ترسم پولتان را زیر سنگ مخفی کردم تا مبادا از دست برود. بفرمایید این هم پول شما.   ۲۶ ارباب جواب داد: ای آدم تنبل و بیهوده! اگر تو می‌دانستی که من آنقدر سختگیر هستم که حتی از زمینی که چیزی در آن نکاشته‌ام انتظار محصول دارم،   ۲۷ پس چرا پولم را لااقل نزد صرافان نگذاشتی تا بهره‌اش را بگیرم؟   ۲۸ سپس اضافه کرد: پول این مرد را بگیرید و به آن شخصی بدهید که ده کیسه طلا دارد.   ۲۹ چون کسی که بتواند آنچه که دارد خوب بکار ببرد، به او باز هم بیشتر داده می‌شود. ولی کسی که کارش را درست انجام ندهد، آن را هر چقدر هم کوچک باشد از دست خواهد داد.   ۳۰ حالا این خدمتگزار را که به درد هیچ کاری نمی‌خورد، بگیرید و در تاریکی بیندازید، تا در آنجا از شدت گریه، دندانهایش را بر هم بفشارد.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : کیسه ,مبلغ ,ارباب ,انتظار محصول ,مبلغ بیشتری ,طلای دیگر ,کیسه طلای ,گرفته بود،
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انجیل متی فصل ۲۵


القدس ,تعمید ,اعمال ,قدرت ,مسیح ,دریافت ,ایمان آوردن ,القدس» اعمال ,نازل می‌شود ,وقوع می‌پیوندد ,مورد تعمید ,هنگام ایمان آوردن ,وقوع می‌پیوندد

تعمید روح Baptism of the Holy Spirit

:: تعمید روح Baptism of the Holy Spirit
القدس ,تعمید ,اعمال ,قدرت ,مسیح ,دریافت ,ایمان آوردن ,القدس» اعمال ,نازل می‌شود ,وقوع می‌پیوندد ,مورد تعمید ,هنگام ایمان آوردن ,وقوع می‌پیوندداصطلاح تعمید روح القدس از عبارت "او شما را به روح القدس و آتش تعمید خواهد داد" (لوقا ۳: ۱۶) سرچشمه می‌گیرد، به بیان دیگرسخن از فرو رفتن در روح است درست همانطوری كه یوحنای تعمید دهنده ایمانداران را با فرو بردن آنها در آب تعمید داده بود به همین ترتیب ایمانداران باید در پری روح فرو برده شوند.
خدا از طریق مسیح آغاز جدیدی شروع كرد و او نخست زاده كسانی شد كه روح بر آنها نازل شد. خدا این كار را كرد تا از طریق مسیح همان روح را بر دیگر نخست زادگان، "افاضه كند".
پسر خدا كه توسط روح تولید شده بود و پسر انسان نیز بود، در آغاز خدمت خود بر زمین، روح القدس را دریافت كرد تا بتواند همان روح القدس را به تمام كسانی كه از نو متولد شده بودند و قرار بود فدیه شوند، عطا كند. به همین مناسبت روح القدس روح فرزند خواندگی نیز نامیده می‌شود (رومیان ۱۵:۸).
اوﻟﻴﻦ ﺗﺠﺮﺑﺔ ﻛﻨﺘﺮل روح ﺧﺪا ﺑﺮ ﻧﻔﺲ ﻣﺎ را ﺗﻌﻤﻴﺪ روح اﻟﻘﺪس می‌خوانند. ﺑﻌﺪ از آن ﻛﻪ ﻣﺎ ﻳک ﺑﺎر ﺑﻪ ﻃﻮر عملی و ﻣﻠﻤﻮس، اﻳﻦ ﺗﺴﻠﻴﻢ را ﻳﺎد ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ می‌باید ﻫﺮ روزه ﻧﻔﺲ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻛﻨﺘﺮل روح ﺧﺪا ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﻤﺎﺋﻴﻢ ﺗﺎ از ﻣﺎ ﺑﺮای اﺟﺮای ﻛﺎر ﻋﻈﻴﻢ ﺧﻮد اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﺪ. از آن ﺑﻪ ﺑﻌﺪ اﻳﻦ ﺗﺴﻠﻴﻢ روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﭘﺮی روح القدس ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ و ﻛﻼم خدا ﻣﺎ را ﺑﻪ ﭘﺮی روزاﻧﻪ؛ ﺗﺸﻮﻳﻖ می‌کند.
ﻳک اﻳﻤﺎﻧﺪار ﺑﻪ ﻣﺴﻴﺢ در زﻣﺎن ﺗﻮﻟﺪ ﺗﺎزه ﺻﺪ درﺻﺪ روح اﻟﻘﺪس را درﻳﺎﻓﺖ می‌ﻛﻨﺪ. ولی ﻳک اﻳﻤﺎﻧﺪار ﻳﺎ ﺑﻮاﺳﻄﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻣﺨﺼﻮص و ﻳﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮔﻨﺎه و ﻳﺎ ﺑﻨﺪﻫﺎ نمی‌ﺘﻮاﻧﺪ ﺻﺪ در ﺻﺪ روان ﺧﻮد را ﺑﻪ روح اﻟﻘﺪس ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻛﻨﺪ. در اﻳﻦ ﺻﻮرت ﻧﻔﺲ ﻣﺎ ﻫﻨﻮز در ﻛﻨﺘﺮل ﻣﺎﺳﺖ و ﻃﺒﻖ این آﻳﻪ ﺑﺎ روح در ﻧﺰاع است. "زﻳﺮا ﺧﻮاﻫﺶ ﺟﺴﻢ ﺑﻪ ﺧﻼف روح اﺳﺖ و ﺧﻮاﻫﺶ روح ﺑﻪ ﺧﻼف ﺟﺴﻢ و اﻳﻦ ﺑﺎ دو ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻨﺎزﻋﻪ میﻛﻨﻨﺪ ﺑﻄﻮری ﻛﻪ آنچه می‌خواهید نمی‌ﻛﻨﻴﺪ" (غلاطیان ۵: ۱۷).
در زمانی ﻛﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﺗﺎزه می‌ﻳﺎﺑﻴﻢ، ﺧﺪا روح ﺗﺎزه‌ای از ﺟﻨﺲ روح ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﺪﻳﻪ می‌دﻫﺪ ولی روان می‌باید ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮد ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ این روح ﮔﺮدد. ﻧﻔﺲ ﻣﺎ در طی سالهای بسیار زیادی ﻛﻨﺘﺮل ﻛﻨﻨﺪة زندگی ﻣﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ. ولی وقتی ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎم آگاهی از ﻛﻼم ﺧﺪا و ﺷﻨﺎﺧﺖ روح و روان ﺧﻮد (ﻓﻜﺮ- اﺣﺴﺎﺳﺎت- اراده) ﺑﺎ اﻳﻤﺎن روان ﺧﻮد را ﺗﺴﻠﻴﻢ روح اﻟﻘﺪس می‌ﻛﻨﻴﻢ در آن ﺻﻮرت دﻳﮕﺮ ﻧﻔﺲ و روان و ﺟﺎن ما در ﻛﻨﺘﺮل ﻣﺎ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﺑﻠﻜﻪ روح ﺧﺪا ﻣﺎ را ﻫﺪاﻳﺖ ﺧﻮاﻫﺪ کرد.
تعمید روح القدس را می‌توانیم اینطور توضیح بدهیم که سبب وحدت ایمانداران با مسیح و با ایمانداران دیگر در بدن مسیح می‌شود. در کتاب مقدس اول قرنتیان ۱۲: ۱۲-۱۳ مرکز بحث در مورد تعمید روح القدس است: "زیرا چنانکه بدن یکیست و اعضای متعدد دارد و تمامی اعضای بدن اگر چه بسیار است یکتن می‌باشد همچنین مسیح نیز می‌باشد. زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتیم خواه یهود خواه یونانی خواه غلام خواه آزاد و همه از یک روح نوشانیده شدیم" (۱ قرنتیان ۱۲: ۱۳).
نخستین اشاره به تعمید روح القدس در عهد جدید، مربوط به یحیای تعمید دهنده می‌گردد (متی ۳: ۱۱؛ مرقس ۱: ۸؛ لوقا ۳: ۱۶). یحیی گفت که تعمید او، به آب است، اما مسیح موعود ایمانداران را به روح القدس و آتش تعمید خواهد داد. در مورد تعمید آب، شبان کلیسا شخص ایماندار را به آب تعمید می‌دهد؛ اما در مورد تعمید روح القدس، خود عیسی شخص ایماندار را به روح القدس تعمید می‌دهد. عیسی خودش اصطلاح تعمید روح القدس را به کار می‌برد و بین تعمید یحیی با آب و تعمید روح القدس تمایز قائل می‌شود. عیسی همچنین تعمید با روح القدس را تجربه‌ای می‌داند که به هنگام وقوع آن، روح القدس بر شاگردانش نازل می‌شود و آنان قوت می‌یابند (اعمال ۱: ۸). در اعمال ۱: ۴ و لوقا ۲۴: ۴۹، عیسی به شاگردانش می‌فرماید که منتظر یافتن این قدرت باشند.
سوال این است که آیا امروزه ما می‌توانیم از قدرت روح القدس و عطایای خاص او بهره مند شویم؟ و اگر می‌توانیم از آنها بهره مند شویم، چه زمانی و چگونه می‌توانیم آنها را بیابیم؟
کتاب مقدس به روشنی تعلیم می‌دهد که روح القدس در درون همه ایمانداران ساکن است (رومیان ۸: ۹؛ اول قرنتیان ۶: ۱۹؛ غلاطیان ۴: ۶)، اما او می‌تواند به اشکال مختلف در زندگی ایمانداران مختلف عمل کند. یحیای تعمید هنده، از زمانی که در رحم مادرش بود، پر از روح القدس بود (لوقا ۱: ۱۵، ۴۱: ۴۴). پس از تعمید در آب، روح القدس به شکل کبوتری بر او نازل شد (مرقس ۱: ۱۰؛ یوحنا ۱: ۳۲-۳۳). عیسی در طول خدمت خویش بر زمین، به شاگردانش قدرت و اقتدار داد تا بیماریها را شفا دهند و دیوها را اخراج کنند. این قدرت را هم به دوازده شاگرد اصلی خود و هم به هفتاد و دو شاگرد دیگر داد (لوقا ۹: ۱-۲، ۱۰: ۱، ۹، ۱۷-۱۹). او بعد‌ها وعده داد که روح القدس نه تنها با آنها بلکه در آنها خواهد بود (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷). پیش از روز پنطیکاست، عیسی بر شاگردان خود دمید و فرمود: «روح القدس را بیابید» (یوحنا ۲۰: ۲۲). اما او به همان شاگردان فرمود که منتظر روح القدس باشند، یعنی منتظر تعمید روح القدس، که با قدرت بر ایشان نازل خواهد شد (لوقا ۲۴: ۴۹؛ اعمال ۱: ۴). در باب دوم کتاب اعمال رسولان، آنان روح القدس را دریافت کردند تا از قوت و عطایا برخوردار شوند؛ این رخداد را می‌توان آغاز دوران خدمت کلیسا دانست. شاگردان همه جا موعظه می‌کردند، توبه کنندگان را شاگرد مسیح می‌ساختند، ایشان را با آب تعمید می‌دادند، و تشویقشان می‌کردند که روح القدس را دریافت کنند تا قدرت یافته، از عطایای خاص او بهره مند شوند (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۹: ۱۷، ۱۹: ۱-۶، اول قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰).
در زبان یونانی، واژه‌های بسیاری برای توصیف تجربه تعمید روح القدس به کار رفته است. ما قبلا اصطلاحات «تعمید با روح القدس» (اعمال ۱: ۵، ۱۱: ۱۶)، «قوت یافتن» (اعمال ۱: ۸) و «نازل شدن» روح القدس (اعمال ۱: ۸، ۸: ۱۶، ۱۰: ۴۴، ۱۱: ۱۵، ۱۹: ۶) را برسی کردیم. در عهد جدید، اصطلاحات «پر شدن از روح القدس» (اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱ ۹: ۱۷)، «افاضه شدن روح القدس» (اعمال ۱۰: ۴۵)، و «یافتن روح القدس» (اعمال ۸: ۱۵، ۱۰: ۴۷، ۱۹: ۲) نیز به کار گرفته شده است. به این موضوع توجه داشته باشید که همان شاگردانی که در لوقا ۹: ۱-۲، ۱۰: ۹، ۱۷-۱۹ قوت و عطایا را یافتند و مجددا در یوحنا ۲۰: ۲۲ روح القدس را دریافت کردند، بار دیگر در اعمال باب دوم روح القدس را یافتند (به اعمال ۱۰: ۴۷ مراجعه کنید). همان شاگردانی که در اعمال ۳: ۴ «پر از» روح القدس شدند، باز در اعمال ۴: ۳۱ «پر از» روح القدس گشتند. می‌توان مشاهده کرد که به تجارب مختلف می‌توان نام واحدی را اطلاق کرد و به یک تجربه واحد می‌توان دو یا سه نام مختلف داد.
علاوه بر این، همان تجربه واحد در کتاب اعمال رسولان، در زمانهای مختلف و به طرق مختلف به وقوع می‌پیوندد. این تجربه گاه: ۱) پس از ایمان آوردن و پس از دریافت روح القدس که قبلا به شکلی به فرد داده شده، رخ می‌دهد (یوحنا ۲۰: ۲۲؛ اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱)؛ ۲) گاه پس از ایمان آوردن و چند روز پس از تعمید آب به وقوع می‌پیوندد (اعمال ۸: ۹-۱۷)؛ ۳) بعضی اوقات به هنگام ایمان آوردن و پیش از تعمید آب به وقوع می‌پیوندد (اعمال ۱۰: ۴۴-۴۸)؛ ۴) گاهی نیز پس از ایمان آوردن و چند دقیقه پس از تعمید آب رخ می‌دهد (اعمال ۱۹: ۱-۶). برای برخی، روح القدس هنگامی نازل می‌شود که بر ایشان دست نهاده شود (اعمال ۸: ۱۷، ۹: ۱۷، ۱۹: ۶؛ دوم تیموتاوس ۱: ۶)؛ و برای برخی دیگر، نزول روح القدس بدون نهادن دست بر ایشان صورت می‌گیرد (اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱، ۱۰: ۴۴).
بنابراین، با بررسی این آیات، در می‌یابیم که روح القدس می‌تواند به اشکال مختلف بر یک ایماندار نازل شود و به طرق مختلف در وی کار کند. روح القدس در نحوۀ عمل کردن مختار است، و انسان نمی‌تواند قوانین مورد علاقه خود را بر او تحمیل کند. موضوع اصلی این است که آیا قدرت روح القدس به شکل آشکار در زندگی مان دیده می‌شود یا نه. ما باید دعا کنیم که این قدرت به شکلی در زندگی مان دیده شود (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۹: ۱۷). روح القدس به هر طریقی عمل کند، ما باید خدا را بخاطر عملکردش شکر کنیم.
همه مسیحیان ایمان دارند که روح القدس در وجود هر کسی که به عیسی ایمان آورد، حضور دارد (رومیان ۸: ۹؛ افسسیان ۴: ۳۰). بسیاری از مسیحیان همچنین معتقدند که ما روح القدس را در تعمید آب و شام خداوند به طریقی خاص دریافت می‌کنیم (اول قرنتیان ۱۰: ۲-۴، ۱۲: ۱۳؛ تیطس ۳: ۵). برخی دیگر نیز معتقدند که روح القدس می‌تواند به شکلی خاص و برای خدمتی خاص همچون خدمت شبانی، شماسی یا بشارت (اعمال ۶: ۶، ۱۳: ۲-۳؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛ دوم تیموتائوس ۱: ۶)، یا برای دریافت قدرت مضاعف و تشویق و دلگرم شدن عطا شود (اعمال ۴: ۳۱).
در میان مسیحیانی که معتقدند که عطایا و قدرت روح القدس امروزه نیز باید در کلیسا دیده شود، در مورد اینکه ما چه زمانی و چگونه می‌توانیم آنها را دریافت کنیم، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. بسیاری بر این عقیده‌اند که همان گونه که در اعمال ۱۰: ۴۴ آمده، «تعمید روح القدس» را همۀ ایمانداران در زمان ایمان آوردن می‌یابند: اما عطایای روح القدس ممکن است پس از گذشت چند سال، در زندگی مسیحیان ظاهر شود. گروهی دیگر نیز معتقدند «تعمید روح القدس» در زمان تعمید آب به وقوع می‌پیوندد، و در این مورد به تعمید عیسی در متی ۳: ۱۶-۱۷ و وقایع اعمال ۱۹: ۵-۶ اشاره می‌کنند که روح القدس مدت کوتاهی پس از تعمید آب نازل می‌شود. این دو گروه اعتقاد دارند که آیات دیگری که در اعمال رسولان در این مورد وجود دارد، استثناهایی هستند که با طریق معمولی دریافت روح القدس تفاوت دارند؛ به نظر ایشان، طریق معمول این که فرد تعمید روح القدس را معمولا به هنگام ایمان آوردن یا تعمید آب، می‌یابد. طبق نظر ایشان، از آنجا که قدرت و عطایای روح که در ابتدای زندگی مسیحی و به هنگام ایمان آوردن یا تعمید دریافت می‌شوند، ممکن است در سالهای بعدی ظاهر نشوند، ما باید دعا کنیم و از خدا بخواهیم که این عطایا را در زندگی مان ظاهر سازد.
گروهی دیگر از مسیحیان، بر این عقیده‌اند که قسمت‌های مختلف کتاب اعمال رسولان نشان می‌دهند که قدرت و عطایا را می‌توان در هر زمانی دریافت کرد؛ اما معمولا زمان دریافت آنها را مجزا از ایمان آوردن و تعمید آب می‌دانند (اعمال ۲: ۴، ۸: ۱۷؛ اول تیموتائوس ۱: ۶). ایشان معتقدند که اگر شخص از خدا بخواهد، قدرت روح القدس بر او نازل خواهد شد. آنان همچنین بر این عقیده‌اند که اگر ایماندارای از رهبران کلیسا بخواهد که بر او دست بگذارند و برایش دعا کنند، این کار به دریافت این قدرت کمک می‌کند (اعمال ۸: ۱۷، ۱۹: ۶).
هنگامی که ما در مورد قدرت و عطایای روح القدس می‌اندیشیم، باید به یاد داشته باشیم که اولا این قدرت و عطایا به جهت منفعت همگان (اول قرنتیان ۱۲: ۷، ۱۴: ۳) و برای قدرت یافتن به جهت شهادت دادن به دیگران، داده شده است (اعمال ۱: ۸)؛ و در ثانی این قدرت و عطایا باید با محبت و به شکلی مهار شده مورد استفاده قرار گیرند، در غیر این صورت، هیچ ارزشی ندارند (اول قرنتیان ۱۳: ۱-۳، ۱۴: ۴۰)؛ این عطایا باید طلبیده شوند و نباید منع گردند (اول قرنتیان ۱۲: ۳۱، ۱۴: ۱، ۳۹)؛ و در انتها این عطایا نباید ما را از هم جدا سازند (اول قرنتیان ۱۲: ۴-۶). علیرغم وجود باورهای متفاوت در مورد عطایای روح القدس، ما در مسیح خواهر و برادر یکدیگر هستیم. در مسیح ما یک هستیم (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳، غلاطیان ۳: ۲۷).
تعمید روح چیزی است كه خدا به انسان عطا می‌كند و هیچ انسانی در این روند دخالت ندارد. در جایی كه روح خدا به راستی حضور دارد، عطایا و ثمره روح ظاهر می‌شوند. و طبیعت و حیات عیسی را متجلی می‌سازند. در این مبحث نمی‌توان باب عطایای روح را بیشتر باز كرد، تنها به گفتن این نكته اشاره می‌كنیم كه عطایا دارای نقش سازنده‌ای هستند (اول قرنتیان ۲۸:۱۲، افسسیان ۱۱:۴) و در جهت بنای كلیسا به كار می‌آیند (اول قرنتیان باب‌های ۱۲ و ۱۴).
به واسطه روح القدس به ابعاد محبت مسیح پی می‌بریم كه قبلاً درک نكرده بودیم. این درک در ابعاد روح و فقط بوسیله روح القدس امكان پذیر می‌گردد. كسی كه در پـری روح القدس هر روزه در دعا بسر می‌برد درک خاصی از محبت مسیح را تجربه می‌كند كه قبلاً نكرده است و اگر این تجارب روزانه را ادامه دهد محبت او سریعتر و با شباهت بیشتری به مسیح ادامه می‌یابد و دیگران نیز از آن محبتی كه در ماست بركت خواهند گرفت.
موارد زیر اشکال متفاوت دریافت روح القدس را ترسیم می‌کند.
توبه و ایمان به عیسای مسیح برای آمرزش گناهان: پطرس بدیشان گفت: "توبه کنید و هر یک از شما به اسم عیسی مسیح بجهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روح القدس را خواهید یافت. ۳۹ زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همه آنانی که دورند یعنی هر که خداوند خدای ما او را بخواند." (اعمال ۲: ۳۸-۳۹).
درخواست کردن: "پس اگر شما با آنکه شریر هستید، می‌دانید چیزهای نیکو را به اولاد خود باید داد، چند مرتبه زیادتر پدر آسمانی شما روح القدس را خواهد داد به هر که از او سوال کند" (لوقا ۱۱: ۱۳).
ایمان: "تا برکت ابراهیم در مسیح عیسی بر امت‌ها آید و تا وعده روح را به وسیله ایمان حاصل کنیم " (غلاطیان ۳: ۱۴).
دست گذاری: "پس دستها بر ایشان گذارده، روح القدس را یافتند" (اعمال ۸: ۱۷).
شنیدن کلام و خبر خوش: "این سخنان هنوز بر زبان پطرس بود که روح القدس بر همه آنانی که کلام را شنیدند، نازل شد" (اعمال ۱۰: ۴۴).
عمل خدا: "من در آنجا هنوز مطالب زیادی نگفته بودم که روح القدس بر آنها نازل شد به همان طریقی که در ابتدا به خود ما نازل شده بود" (اعمال ۱۱: ۱۵).
در کل همه به یک طریق روح القدس را دریافت نمی‌کنند. این یک هدیه از جانب خداوند است و اوست که در این زمینه تصمیم می‌گیرد، اما این وعده عیسی مسیح است که روح القدس به همه ایمانداران عطا خواهد شد.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : القدس ,تعمید ,اعمال ,قدرت ,مسیح ,دریافت ,ایمان آوردن ,القدس» اعمال ,نازل می‌شود ,وقوع می‌پیوندد ,مورد تعمید ,هنگام ایمان آوردن ,وقوع می‌پیوندد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : تعمید روح Baptism of the Holy Spirit


توبه ,گناه

توبه

:: توبه
توبه ,گناهتوبه 
توبه نه تنها به معنی احساس تاسف شخص از مبادرت به گناه است بلکه به معنی بازگشت و ترک آن گناه نیز هست. اعتراف به گناهان کافی نیست؛ ما باید از مبادرت به گناه نیز دست بکشیم. وقتی یک شخص حقیقتا توبه می‌کند، اعمال، افکار و تمایلات او نیز تغییر می‌کند. اگر شخصی بگوید، ” من توبه کرده ام“، اما هیچ چیز مشهودی برای اثبات این مدعا در زندگی او دیده نشود، آنوقت ” توبه“ او کاذب و دروغین بوده است. 
توبه گامی اساسی در کسب نجات است. بدون توبه، نجات غیر ممکن است (متی ۵: ۳-۴؛ مرقس ۱: ۴، ۱۵؛ اعمال ۲: ۳۷-۳۸؛ دوم پطرس

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : توبه ,گناه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : توبه


عیسی ,مریم ,ایشان ,ایمان ,زنده ,فرمود ,ناگهان عیسی ,باور نمی‌کنم ,«چرا گریه ,«جسد خداوند ,مریم مجدلیه

انجیل یوحنا فصل ۲۰

:: انجیل یوحنا فصل ۲۰
عیسی ,مریم ,ایشان ,ایمان ,زنده ,فرمود ,ناگهان عیسی ,باور نمی‌کنم ,«چرا گریه ,«جسد خداوند ,مریم مجدلیه

  عیسی زنده می‌شود!  

  ۱ روز یکشنبه صبح زود، وقتی هوا تاریک و روشن بود، مریم مجدلیه به سر قبر آمد و باکمال تعجب دید که سنگ از در قبر کنار رفته است.   ۲ پس با عجله نزد پطرس و آن شاگردی که عیسی او را دوست می‌داشت آمد و گفت: «جسد خداوند را از قبر برده‌اند و معلوم نیست کجا گذاشته‌اند.»   ۳و۴و۵پطرس و آن شاگرد دیگر دویدند تا به سر قبر رسیدند. آن شاگرد از پطرس پیش افتاد و زودتر به قبر رسید. او خم شد و نگاه کرد. فقط کفن خالی آنجا بود. دیگر داخل قبر نرفت.   ۶ سپس شمعون پطرس رسید و داخل قبر شد. او هم فقط کفن خالی را دید،   ۷ و متوجه شد که پارچه‌ای که به سر و صورت عیسی پیچیده بودند، همان طور پیچیده و جدا از کفن مانده بود.   ۸ آنگاه آن شاگرد نیز داخل قبر شد و دید و ایمان آورد که عیسی زنده شده است!   ۹ چون تا آنوقت آنها هنوز به این حقیقت پی نبرده بودند که کتاب آسمانی می‌فرماید که او باید زنده شود.   ۱۰ پس آنان به خانه رفتند.   ۱۱ ولی مریم مجدلیه به سر قبر برگشته بود و حیران ایستاده، گریه می‌کرد. همچنانکه اشک می‌ریخت، خم شد و داخل قبر را نگاه کرد.   ۱۲ در همان هنگام، دو فرشته را دید با لباس سفید، که در جایی نشسته بودند که جسد عیسی گذاشته شده بود، یکی نزدیک سر و دیگری نزدیک پاها.   ۱۳ فرشته‌ها از مریم پرسیدند: «چرا گریه می‌کنی؟» جواب داد: «جسد خداوند مرا برده‌اند و نمی‌دانم کجا گذاشته‌اند.»   ۱۴ ناگاه مریم احساس کرد کسی پشت سر او ایستاده است. برگشت و نگاه کرد. عیسی خودش بود. ولی مریم او را نشناخت.   ۱۵ عیسی از مریم پرسید: «چرا گریه می‌کنی؟ دنبال چه کسی می‌گردی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، به او گفت: «آقا، اگر تو او را برده‌ای، بگو کجا گذاشته‌ای تا بروم او را بردارم.»   ۱۶ عیسی گفت: «مریم!» مریم برگشت و عیسی را شناخت و با شادی فریاد زد: «استاد!»   ۱۷ عیسی فرمود: «به من دست نزن، چون هنوز نزد پدرم بالا نرفته‌ام. ولی برو و برادرانم را پیدا کن و به ایشان بگو که من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می‌روم.»   ۱۸ مریم شاگردان را پیدا کرد و به ایشان گفت: «خداوند زنده شده است! من خودم او را دیدم!» و پیغام او را به ایشان داد.   ۱۹ غروب همان روز، شاگردان دور هم جمع شدند و از ترس سران قوم یهود، درها را از پشت بستند. ولی ناگهان عیسی را دیدند که در میانشان ایستاده است. عیسی سلام کرد،   ۲۰ و زخم دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد تا او را بشناسند. وقتی خداوند خود را دیدند، بی اندازه شاد شدند.   ۲۱ عیسی باز به ایشان فرمود: «سلام بر شما باد. همچنانکه پدر مرا به این جهان فرستاد، من نیز شما را به میان مردم می‌فرستم.»   ۲۲ آنگاه به ایشان دمید و فرمود: «‌روح‌القدس را بیابید.   ۲۳ هرگاه گناهان کسی را ببخشید، بخشیده می‌شود، و هرگاه نبخشید، بخشیده نمی‌شود.»   ۲۴ «توما» معروف به «دوقلو» که یکی از دوازده شاگرد مسیح بود، آن شب در آن جمع نبود.   ۲۵ پس، وقتی به او گفتند که خداوند را دیده‌اند، جواب داد: «من که باور نمی‌کنم. تا خودم زخم میخهای صلیب را در دستهای او نبینم و انگشتانم را در آنها نگذارم و به پهلوی زخمی‌اش دست نزنم، باور نمی‌کنم که او زنده شده است.»   ۲۶ یکشنبه هفته بعد، باز شاگردان دور هم جمع شدند. این بار توما نیز با ایشان بود. باز هم درها بسته بود که ناگهان عیسی را دیدند که در میانشان ایستاد و سلام کرد.   ۲۷ عیسی رو به توما کرد و فرمود: «انگشتت را در زخم دست‌هایم بگذار. دست به پهلویم بزن و بیش از این بی ایمان نباش. ایمان داشته باش.»   ۲۸ توما گفت: «ای خداوند من، ای خدای من.»   ۲۹عیسی به او فرمود: «بعد از اینکه مرا دیدی، ایمان آوردی. ولی خوشابحال کسانی که ندیده به من ایمان می‌آورند.»   ۳۰ شاگردان عیسی معجزات بسیاری از او دیدند که در این کتاب نوشته نشده است.   ۳۱ ولی همین مقدار نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، همان مسیح و فرزند خداست و با ایمان به او، زندگی جاوید بیابید.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : عیسی ,مریم ,ایشان ,ایمان ,زنده ,فرمود ,ناگهان عیسی ,باور نمی‌کنم ,«چرا گریه ,«جسد خداوند ,مریم مجدلیه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : انجیل یوحنا فصل ۲۰


مسیحیان ,مجازات ,فهرست ,مرتد ,اسلامی ,فطری ,مرتد مجازات ,جمهوری اسلامی ,وضعیت ایران

مسیحیت در ایران

:: مسیحیت در ایران
مسیحیان ,مجازات ,فهرست ,مرتد ,اسلامی ,فطری ,مرتد مجازات ,جمهوری اسلامی ,وضعیت ایران

مسیحیت در ایران


ایران رتبه پنجم درلیست سالانه كشورهای جفاكننده به مسیحیان

سازمان درهای باز (Open Doors) هر سال فهرستی با نام «فهرست دیدبان جهانی» از پنجاه کشور جفا کننده به مسیحیان را منتشر می کند. در فهرست ژانویه سال ۲۰۱۲، وضعیت ایران از جهت جفا بر مسیحیان درسال ۲۰۱۱ در رده پنجم و پس از، به ترتیب،  کره شمالی، افغانستان، عربستان سعودی، سومالی قرار گرفته است. فهرست سال ۲۰۱۱ ایران را در مقام دوم این فهرست قرار داده بود. دلیل ارتقای وضعیت ایران در این فهرست  اجرا نشدن مجازات اعدام برای نوکیشان در سال ۲۰۱۱ است.

معیار رتبه بندی کشورها در این فهرست بر اساس سرکوب مسیحیان به خاطر ایمان مذهبی آن ها است و ملاک های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قومی و غیره را دربرنمی گیرد. به نوشته سایت محبت نیوز که خبرگزاری مسیحیان ایران است، این سازمان درفهرست امسال خود درباره ایران نوشته است:«جفای مذهبی بر برخی از اقلیت ها مانند  مسیحیان و بهائیان از سال ۲۰۰۵ افزایش یافته است. جمهوری اسلامی  می گوید که تنها اقوام ارمنی و آشوری ایران می توانند «مسیحی» باشند و فارس ها به صورت فطری مسلمان به حساب می آیند. از این رو نوکیشان یا ایرانیان مسیحی که از لحاظ قومی فارس محسوب می شوند، مرتد فطری هستند. همین امر سبب شده  که تقریباً همه  فعالیت های مسیحیان، از بشارت تا تعلیم کتاب مقدس و انتشار آن و کتاب های مسیحی به فارسی زبان غیرقانونی اعلام شوند».

این سازمان می نویسد: «بدرفتاری های حكومت مذهبی جمهوری اسلامی با مسیحیان نتیجه معكوس داشته و سبب گسترش بیش از پیش کلیسا در این کشور شده است».

ماده ۲۲۵ قانون جدید مجازات عمومی، مصوب سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان،  که به گفته مقامات قضايی ايران بر اساس حدود ۶ آيه صريح قرآن در ۶ سوره مختلف، روايات، احاديث و کردار پيامبر اسلام و امامان شيعه و فتوای اکثر قريب به اتفاق مجتهدان شيعه، تدوين شده است، ارتداد یا تغییر دین برای مسلمانان را به دو مقوله "ارتداد فطری و ملی" تقسيم کرده و برای مردان مرتد مجازات مرگ و برای زنان مرتد مجازات حبس دايم تعيين کرده است.

پس از انتشار این قانون، رئيس دوره ای اتحاديه اروپا در بيانيه ای اعلام کرد:« ماده ۲۲۵ این لایحه نقض آشکار تعهدات جمهوری اسلامی به کنوانسیون های بین المللی حقوق بشر است» و از مقام های ايران در دولت و مجلس خواست برای احترام به تعهدات خود آن را تعدیل کنند.
منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : مسیحیان ,مجازات ,فهرست ,مرتد ,اسلامی ,فطری ,مرتد مجازات ,جمهوری اسلامی ,وضعیت ایران
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : مسیحیت در ایران


درخت ,پیدایش ,انسان ,اینکه ,میوه ,مجازات ,هرآينه خواهى ,خوردى، هرآينه ,زيرا روزى ,درخت معرفت ,خوردى، هرآينه خواهى

جسم ، جان ، روح

:: جسم ، جان ، روح
درخت ,پیدایش ,انسان ,اینکه ,میوه ,مجازات ,هرآينه خواهى ,خوردى، هرآينه ,زيرا روزى ,درخت معرفت ,خوردى، هرآينه خواهى

 

 

 

 

آیا انسان فقط جسم و جان است و یا جسم و جان و روح؟ به نظر من این سوال یکی از بنیادی ترین سوالاتی است که هر شخص باید پاسخ آنرا دریافت کند. من موضوع جسم و جان و روح را یکی از مهمترین موضوعاتی می دانم که در این مجله با آن سر و کار داریم. پس از شما می خواهم که موقعی که برای یافتن پاسخ به میان آیات می رویم، بسیار دقت کنید. دقت شما نه فقط به مسئله جسم و جان و روح باشد، بلکه به سوالاتی نیز که در همین رابطه اند، توجه لازم بفرمایید.

 

جسم و جان و روح: روزی که آدم و حوا گناه کردند، روز مرگ چه بود؟

 

برای شروع مبحث جسم و جان و روح، باید به کتاب اول عهدعتیق یعنی پیدایش برویم. در آنجا پس از اینکه خدا انسان را خلق کرد، محدودیتی برای او قائل شد و برای او توضیح داد که شکستن این محدودیت چه عواقبی خواهد داشت:

 

پیدایش 2: 16 -17 

" و خداوند خدا آدم را امر فرموده، گفت: «از همه درختان باغ بى ممانعت بخور، اما از درخت معرفت نيک و بد زنهار نخورى، زيرا روزى كه از آن خوردى، هرآينه خواهى مرد.» "

 

محدودیتی که خدا برای انسان تعیین نمود این بود که از میوه معرفت نیک و بد نخورد. مجازات عدم رعایت این قانون نیز این بود: "زيرا روزى (توجه کنید: در همان روز) كه از آن خوردى، هرآينه خواهى مرد". دو چیز بسیار مهم در این مجازات وجود دارد که باید به آن توجه کرد. مورد اول اینکه، روزی که آدم از آن درخت بخورد، بلافاصله در همان روز خواهد مرد. دومین چیز هم اینکه درصورت شکسته شدن قانون، مجازات مطمئناً انجام خواهد شد. عبارت "هر آینه خواهی مرد" دقیقاً بر این موضوع تأکید دارد که مرگ صد در صد و در همان روز اتفاق خواهد افتاد.

 

حال همه ما از پیدایش 3: 1 -6 می دانیم که چطور شیطان آدم و حوا را فریفت تا تنها محدودیتی را که خدا اعمال کرده بود را بشکنند و از درخت معرفت نیک و بد بخورند. پس از اینکه آنها از این درخت خوردند و طبق همان چیزی که خداوند در پیدایش 2: 17 گفت، آنها می بایست در همان دم می مردند. مشکل اینجاست که پیدایش 5: 5-6 درباره آدم می گوید:

 

"پس تمام ايام آدم كه زيست، نهصد و سي سال بود كه مرد. و شيث صد و پنج سال بزيست، واَنوش را آورد."

 

بنابراین طبق کتاب مقدس، آدم سالها پس از اینکه از میوه آن درخت خورد، به زندگی در جسمش ادامه داد. از طرف دیگر، خدا گفته بود که اگر از میوه آن درخت بخوری، مطمئناً و صد در صد و در همان روز خواهید مرد. پس در آن روزی که آدم و حوا از آن درخت خوردند، چه اتفاقی افتاد؟ آیا همانطوری که خدا گفته بود، مردند یا نه؟ چه کسی این مشکل ما را حل خواهد کرد؟ ایده انسان ها، نظریه ها، دین و سنت؟ خیر ! فقط یک چیز است که پاسخ ما را می دهد و آن چیزی نیست به جز کلام خدا. و اگر می خواهید این کلام پاسختان را بدهد، باید بگذارید خودش سخن بگوید (خود تفسیری).

 

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : درخت ,پیدایش ,انسان ,اینکه ,میوه ,مجازات ,هرآينه خواهى ,خوردى، هرآينه ,زيرا روزى ,درخت معرفت ,خوردى، هرآينه خواهى
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : جسم ، جان ، روح


محبت ,محبّت ,باشم، ,نداشته ,دانش ,یکدیگر ,نداشته باشم، ,محبت نداشته ,محبّت نداشته ,کتاب مقدس ,پیشنیاز شناخت ,محبت نداشته باشم، ,محبّت نداشته باش

محبت: پیشنیاز شناخت خدا

:: محبت: پیشنیاز شناخت خدا
محبت ,محبّت ,باشم، ,نداشته ,دانش ,یکدیگر ,نداشته باشم، ,محبت نداشته ,محبّت نداشته ,کتاب مقدس ,پیشنیاز شناخت ,محبت نداشته باشم، ,محبّت نداشته باش

 

 

 

در اول یوحنا 4: 7 یکی از چندین آیاتی است که درباره محبت سخن می گوید. در آنجا می خوانیم:

 

اول یوحنا 4: 7-8

" اي حبيبان، يكديگر را محبّت بنماييم زيرا كه محبّت از خداست و هر كه محبّت مي نمايد از خدا مولود شده است و خدا را مي شناسد، و كسي كه محبّت نمي نمايد، خدا را نمي شناسد زيرا خدا محبّت است."

 

همانطور که این آیات می گویند: "کسی که محبت نمی نماید خدا را نمی شناسد." بسیاری معتقدند تنها ملزمه شناخته خدا این است که کتاب مقدس را خوب بدانند. به درستی که خدا کلامش را به ما داد تا او را بشناسیم زیرا در کلامش است که او خود را مکشوف می سازد. با این حال، همانطور که واضح است، شناخت خدا تنها با دانش عقلانی میسر نیست. محبت نیز لازم است. حتی اگر کسی دانش کامل عقلانی کلام خدا را داشته باشد اما دانش وی با محبت همراه نشود، خدا را نخواهد شناخت. همانطور که در اول قرنتیان 13: 1-3 می خوانیم:

 

اول قرنتیان 13: 1-3

" اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويم و محبّت نداشته باشم، مثل نحاس صدا دهنده و سنج فغان كننده شده ام. و اگر نبوّت داشته باشم و جميع اسرار و همه علم را بدانم و ايمان كامل داشته باشم بحدّي كه كوهها را نقل كنم و محبّت نداشته باشم، هيچ هستم. و اگر جميع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبّت نداشته باشم، هيچ سود نمي برم."

 

آیات بالا نمی گویند که نبوت، ایمان کامل، تکلم به زبان ها و غیره، چیزهای بدی هستند و یا تکلم به زبان ها و یا دیگر نشانه های روح (اول قرنتیان 12: 8-10 را مشاهده کنید) دیگر اکنون وجود ندارند و نباید کرده شوند. چیزی که آیات بالا می گویند این است که اگر تمام این چیزها را بدون محبت انجام دهم، هیچ هستم و سودی نمی برم. حتی اگر کل کتاب مقدس را هم بدانم و سؤالی نداشته باشم، حتی اگر غول دانش کتاب مقدس باشم، اگر محبت نداشته باشم، هیچ هستم. حتی اگر تمام عمر و ثروتم را برای خدا صرف کنم و محبت نداشته باشم، هیچ هستم. حتی اگر بدنم را بسپارم که سوزانده شود و محبت نداشته باشم، هیچ هستم. زیرا اگر محبت نکنم هنوز از خدایی که خود محبت است بی خبرم. افرادی که کمتر می دانند و محبت بیشتری دارند، بیشتر از من هم خدا را می شناسند. همانطور که در اول قرنتیان 8: 1-3 می خوانیم:

 

اول قرنتیان 8: 1-3 

" امّا درباره قرباني هاي بتها: مي دانيم كه همه علم داريم علم باعث تكبّر است، لكن محبّت بنا مي كند. اگر كسي گمان بَرَد كه چيزي مي داند، هنوز هيچ نمي داند، بطوري كه بايد دانست. امّا اگر كسي خدا را محبّت نمايد، نزد او معروف مي باشد."

 

علم و دانش بد نیست. اما وقتی علم با محبت همراه نباشد، آنوقت است که به دانش خدایی ختم نخواهد شد و در عوض باعث تکبر و غرور خواهد شد. به علاوه، همین آیه به همراه اول یوحنا 4: 20-21 روشن می سازد که بحث از آن سوی دیگر هم هست، یعنی اگر یکدیگر را محبت نکنیم، نه تنها خدا را نمی شناسیم، بلکه او هم ما را نخواهد شناخت.

 

اول قرنتیان 8: 3

" امّا اگر كسي خدا را محبّت نمايد، نزد او معروف مي باشد."

 

اول یوحنا 4: 20-21

" اگر كسي گويد كه خدا را محبّت مي نمايم و از برادر خود نفرت كند، دروغگوست، زيرا كسي كه برادري را كه ديده است محبّت ننمايد، چگونه ممكن است خدايي را كه نديده است محبّت نمايد؟ و اين حكم را از وي يافته ايم كه هر كه خدا را محبّت مي نمايد، برادر خود را نيز محبّت بنمايد. "

 

نمی توانیم بگوییم خدا را محبت می کنیم اگر یکدیگر را محبت ننماییم. به بیان دیگر، محبت به یکدیگر پیش شرط محبت به خداست و حال آنکه محبت به خدا پیشنیاز شناخته شدن توسط اوست و از آنجایی که تا یکدیگر را محبت ننماییم نمی توانیم خدا را محبت کنیم، به راحتی می توان نتیجه گرفت که محبت به یکدیگر پیش نیاز شناخته شدن توسط خداست. بنابراین، برای اینکه هم خدا را بشناسیم و هم او ما را بشناسد، چه چیز لازم است؟ پاسخ این است که یکدیگر را محبت کنید.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : محبت ,محبّت ,باشم، ,نداشته ,دانش ,یکدیگر ,نداشته باشم، ,محبت نداشته ,محبّت نداشته ,کتاب مقدس ,پیشنیاز شناخت ,محبت نداشته باشم، ,محبّت نداشته باش
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : محبت: پیشنیاز شناخت خدا


پرحرفی ,می‌دهد ,امثال ,سکوت ,پرگویی ,رابطه ,فهیم شمرده ,شمرده می‌شود» ,هشدار می‌دهد ,برای گفتن ,می‌دارد، فهیم ,فهیم شمرده می‌شود»

پرحرفی

:: پرحرفی
پرحرفی ,می‌دهد ,امثال ,سکوت ,پرگویی ,رابطه ,فهیم شمرده ,شمرده می‌شود» ,هشدار می‌دهد ,برای گفتن ,می‌دارد، فهیم ,فهیم شمرده می‌شود»
 
پرگویی خالی از گناه نیست، عاقل آن است که زبان خویش را نگاه دارد.
امثال ۱۰:‏۱۹
 
پرحرفی در شمار آن دسته از بیماری‌ها و گناهان زبان است که زیاد جدی و گناه‌آلود تلقی نمی‌شود. برخلاف شایعات مرسوم، این بیماری زبان تنها در میان خانم‌ها شیوع ندارد بلکه بسیاری از آقایان نیز به آن مبتلا هستند. دوستی تعریف می‌کرد که در یک محفل دوستانه این موضوع مطرح شد که خانم‌ها خیلی از آقایان پرحرف‌ترند. همۀ خانم‌ها ناراحت شدند و شروع به اعتراض کردند. پس از چند دقیقه همهمه و جر و بحث، یکی از خانم‌ها دوستان خود را به سکوت دعوت کرد و گفت: «اتفاقاً این موضوع بسیار مهم و صحیح است؛ دلیل آن این است که شما آقایان یک بار مطلبی را می‌گویید و ما با گوش شنوا آن را می‌شنویم، اما ما خانم‌ها باید چندین بار موضوعی را بگوییم تا به گوش شما برود!» بی‌تردید این یک نظر شخصی و یک دیدگاه کلی است، اما مطالعات و تحقیقات در این رابطه نشان داده است که نه تنها مردان در مهمانیها، محافل و جلسات عمومی بیشتر از زنان صحبت و اظهارنظر و سؤال می‌کنند، بلکه مدت زمان صحبت کردن آنها نیز تقریباً سه برابر خانم‌هاست!۱ اکثر افراد پرحرف، خودشان متوجه نیستند که زیادتر از حد معمول صحبت می‌کنند و در اندک مواردی هم که متوجه می‌شوند، آن را کاملاً بی‌خطر می‌دانند و ممکن است لبخندی بزنند و با گفتن: «آه، چقدر حرف زدم!» چشمِ خود را به روی پیامدهای این گناه زبان ببندند. برخی نیز خود را مسئول می‌دانند که مجلس‌گرم‌‌کُنِ هر محفلی باشند، ولو آنکه این کار به بهای حرافی و گفتن سخنان پوچ و بیهوده باشد. اما کتاب‌مقدس این گناه زبان را بسیار جدی تلقی می‌کند و در مورد علت، نتایج و درمان آن به کرات سخن می‌گوید.
 

پرگویی و حماقت

اگرچه تنهایی و در مواردی خستگی و افکار مغشوش نیز می‌توانند عوامل مهمی در تشدید بیماری پرحرفی باشند، اما کلام خدا پرگویی را با حماقت همزاد و هم‌سرنوشت می‌بیند!۲ به‌عنوان مثال در کتاب امثال ۱۷:‏‏۲۸ این موضوع به‌طور مثبت چنین بیان شده است: «آن که دهانش را بسته نگاه می‌دارد، فهیم شمرده می‌شود». همچنین عبارت "نادانِ پرگو" در امثال ۱۰:‏۸ توأم بودنِ حماقت و پرگویی را به‌طرزی منفی آشکارا نشان می‌دهد.
            
هر آن دیو کاید زمانش فراز
                        زبانش به گفتار گردد دراز
                                               شاهنامه فردوسی
 
همانطور که در امثال ۱۷: ۲۸ ملاحظه می‌کنیم، پرحرفی با هر انگیزه و به هر شکلی که باشد، خواه در سخنان روزمره و خواه حتی در نوشتار و موعظه، آبستن گناه است. از این‌روست که باید این بیماری زبان را بسیار جدی گرفت و نسبت به این عادت محتاط بود. بی‌شک خوانندگان عزیز با افراد پرحرفی برخورد کرده‌اند که مرتب از یک شاخه به شاخه‌ای دیگر می‌پرند، در مورد همه چیز اظهار نظر می‌کنند و نه تنها همۀ افکار خود را برای همگان بازگو می‌کنند، بلکه برای آنکه چیزی کم نیاورند اسرار خصوصی دیگران را نیز فاش می‌کنند. از این رو کلام خدا صریحاً هشدار می‌دهد که با مرد پرگو همنشینی مکن (امثال ۲۰:‏۱۹).
 
"پرگویی" در کنار خود همپایی دارد که "بیهوده‌گویی" نام دارد. این دو دوست را هرگز نمی‌توان از هم جدا کرد. هر چه سخن بیشتر شود، حرف‌های بیهوده و بی‌هدف و پوچ هم به همان نسبت زیادتر خواهد شد -‏‏‏‏‏ سخنانی که زاییدۀ افکار نامنظم و سرگردان و بی‌انضباط هستند و تنها جهالت و حماقت را به نمایش می‌گذارند (امثال ۹:‏۱۳). در نهایت این دو دوست تا جایی پیش می‌روند که نه تنها مستمع خسته و کسل و فراری می‌شود، بلکه علاوه بر آزرده شدنِ دیگران، خود گوینده نیز از سخنان‌ خود احساس پشیمانی می‌کند زیرا با کثرت کلام، ناخواسته جنبه‌هایی از شخصیت خود را بروز داده است که مایل نبوده در برابر دیگران فاش شود. اینگونه افراد اغلب تنها زمانی به‌خود می‌آیند که دیگر دیر شده است!
            
مارتین لوتر می‌گوید: «این هنر را آموخته‌ام که وقتی مطلبی برای گفتن ندارم، خاموش بمانم». حقیقتاً که خاموش ماندن هنری است که به‌آسانی آموخته نمی‌شود. چه بسیارند کسانی که به‌خاطر بی‌بهره بودن از این ‌هنر، نمی‌دانند صحبت را چگونه به پایان آورند و با تکرار مکررات، خود و شنونده را خسته و کسل می‌سازند.
کاش همیشه می‌توانستیم این نصیحت سعدی را آویزۀ گوش سازیم که:
مجال سخن تا نبینی ز پیش
            به بیهوده گفتن مَبَر قدر خویش
 
کلام خدا نه تنها در مورد پرحرفی در رابطه با دیگران به ما هشدار می‌دهد بلکه حتی در دعا و رابطه با خدا نیز ما را از پرگویی برحذر می‌دارد. در جامعه ۵:‏‏۱-‏‏‏‏‏‏۲ چنین می‌خوانیم: «چون به خانۀ خدا بروی، پای خود را نگاه دار، زیرا تقرب جستن به‌جهت استماع، از گذرانیدن قربانی‌های احمقان بهتر است، چونکه ایشان نمی‌دانند که عمل بد می‌کنند. با دهان خود تعجیل منما و دلت برای گفتن سخنی به حضور خدا نشتابد زیرا خدا در آسمان است و تو بر زمین هستی؛ پس سخنانت کم باشد».
باز هم به‌قول سعدی:
خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش
            نگوید سخن تا نبیند خموش
 

سکوت و حکمت

همانطور که پرگویی و حماقت را نمی‌توان از هم جدا کرد، سکوت و حکمت نیز از هم ناگسستنی هستند، چه در رابطه با خدا و چه در رابطه با دیگران. کلام خدا به ما فرمان می‌دهد که «بازایستید و بدانید که من خدا هستم» (مزمور ۴۶:‏۱۰). سکوت در حضور خدا به ما فرصت تعمق و شنیدن صدای خدا را می‌دهد. یک نویسندۀ مسیحی فرانسوی۳ می‌گوید: «سکوت درک حضور است. در دلِ سکوت، او را یافتم که پر از آرامش، ملایمت و حکمت است»۴.
در رابطه با دیگران نیز سکوت نه تنها باعث می‌شود که بیشتر بتوانیم به سخنان‌شان گوش دهیم و آنان را بهتر درک کنیم، بلکه به خود ما هم این فرصت را می‌دهد که در مورد آنچه می‌خواهیم بگوییم بیشتر فکر کنیم. چه بسا که با سخن نگفتن و سکوت کردن قادر خواهیم بود حکیمانه‌تر رفتار کنیم و سکوت و گوش کردنِ ما شفابخش‌تر از کلمات باطل و نسنجیده باشد.
 
آری، راه حل و درمانی که کلام خدا برای بیماری پر حرفی ارائه می‌دهد بسیار ساده است: کم حرف زدن و خاموش بودن! «آن که دهانش را بسته نگاه می‌دارد، فهیم شمرده می‌شود» (امثال ۱۷:‏‏۲۸)۵.
بی‌جهت نیست که می‌گویند: سخن هر چه کوته بُوَد خوش‌تر است!
منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : پرحرفی ,می‌دهد ,امثال ,سکوت ,پرگویی ,رابطه ,فهیم شمرده ,شمرده می‌شود» ,هشدار می‌دهد ,برای گفتن ,می‌دارد، فهیم ,فهیم شمرده می‌شود»
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : پرحرفی


محبت ,دوست ,امّا ,کینه ,بلکه ,حساب ,محبت کینه ,خطایا مرده ,محبت کنید ,دوست بداريد ,طبیعت تازه

"محبت کینه به دل نمی گیرد"

:: "محبت کینه به دل نمی گیرد"
محبت ,دوست ,امّا ,کینه ,بلکه ,حساب ,محبت کینه ,خطایا مرده ,محبت کنید ,دوست بداريد ,طبیعت تازه


 

اول قرنتیان باب 13 یکی از معروف ترین متون در باب محبت است. در آیات 4 تا قسمت اول آیه 8 می خوانیم:

اول قرنتیان 13: 4-8
" محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمي‌برد؛ محبت فخر نمي‌فروشد و کبر و غرور ندارد. رفتار ناشايسته ندارد و نفع خود را نمي‌جويد؛ به آساني خشمگين نمي‌شود و کينه به دل نمي‌گيرد؛ محبت از بدي مسرور نمي‌شود، امّا با حقيقت شادي مي‌کند. محبت با همه‌چيز مدارا مي‌کند، همواره ايمان دارد، هميشه اميدوار است و در همه‌حال پايداري مي‌کند. محبت هرگز پايان نمي‌پذيرد..."

در اینجا می خواهم از میان ابعاد مختلف محبت، بر این بعدش تمرکز کنم که محبت کینه "به دل نمی گیرد". عبارت "به دل گرفتن" در اینجا، ترجمه فعل یونانی "لوگیزو" به معنای "به حساب آوردن، گمان کردن، محسوب کردن، حساب کردن 1". پس محبت کینه را به حساب نمی آورد.

ایمان دارم که در پس سخنان خداوند در متی 5: 38-42 چنین محبتی وجود دارد:

متی 5: 38-42
" نيز شنيده‌ايد که گفته شده، چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان. امّا من به شما مي‌گويم، در برابر شخص شرور نايستيد. اگر کسي به گونه راست تو سيلي زند، گونه ديگر را نيز به سوي او بگردان. و هر‌‌گاه کسي بخواهد تو را به محکمه کشيده، قبايت را از تو بگيرد، عبايت را نيز به او واگذار. اگر کسي مجبورت کند يک ميل با او بروي، دو ميل همراهش برو. اگر کسي از تو چيزي بخواهد، به او بده و از کسي که از تو قرض خواهد، روي مگردان."

تنها محبتی که کینه به دل نمی گیرد و شرارت را به حساب نمی آورد، می تواند مانند سخنان خداوند در بالا عمل کند. محبت خدا نیز همانطور که آن را به ما نشان داد، چنین می باشد:

رومیان 5: 6-8 
" هنگامي که هنوز ناتوان بوديم، مسيح در زمان مقتضي به‌‌خاطر بي‌دينان جان داد.حال آنکه بندرت ممکن است کسي به‌‌خاطر انساني پارسا از جان خود بگذرد، هر‌‌چند ممکن است کسي را اين شهامت باشد که جان خود را براي انساني نيک بدهد. امّا خدا محبت خود را نسبت به ما اين‌‌گونه ثابت کرد که وقتي ما هنوز گناهکار بوديم، مسيح در راه ما مرد." و

افسسیان 2: 4-6
" امّا خدايي که در رحمانيت دولتمند است، به‌‌خاطر محبت عظيم خود به ما، حتي زماني که در نافرمانيهاي خود مرده بوديم، ما را با مسيح زنده کرد - پس، از راه فيض نجات يافته‌ايد؛ و ما را با مسيح برخيزانيد و در جايهاي آسماني با مسيحْ عيسي نشانيد،"

محبت خدا تنها در این ظاهر نشد که او پسر خود را داد، بلکه در این نیز محبتش نمایان شد که او پسرش را برای گناهکاران داد. برای مردمی که در گناهان و خطایا مرده بودند! چنین محبتی الگوی ماست:

اول یوحنا 4: 10-11
" محبت همين است، نه‌آنکه ما خدا را محبت کرديم، بلکه او ما را محبت کرد و پسر خود را فرستاد تا کفّاره گناهان ما باشد. اي عزيزان، اگر خدا ما را اينچنين محبت کرد، ما نيز بايد يکديگر را محبت کنيم."

یوحنا 15: 12-13
" حکم من اين است که يکديگر را دوست بداريد، چنانکه من شما را دوست داشته‌ام. محبتي بيش از اين وجود ندارد که کسي جان خود را در راه دوستانش فدا کند."

اول یوحنا 3: 16
" محبت را از آنجا شناخته‌ايم که او جان خود را در راه ما نهاد، و ما نيز بايد جان خود را در راه برادران بنهيم."

محبت خدا کینه ما را به دل نگرفت و اینکه ما در گناهان و خطایا مرده بودیم را به حساب نیاورد. خدا پسر خدا را نه برای صالحان و عادلان، بلکه برای گناهکاران داد:

اول تیموتائوس 1: 15
" مسيحْ عيسي به جهان آمد تا گناهکاران را نجات بخشد"

لوقا 5: 32
" من نيامده‌ام تا پارسايان را به توبه دعوت کنم، بلکه گناهکاران را."

مسیح تنها پای شاگردان مطیع خود را نشست. او پای یهودا را نیز شست! در حقیقت محبت خدااینگونه است. محبت اول قرنتیان باب 13 این نیست که تنها کسانی که دوستتان دارند یا کسانی که فکر می کنید "لایق" محبت شما هستند را محبت کنید. بلکه محبت حقیقی آن است که کسانی که دوستتان ندارند و حتی کسانی که به شما صدمه رسانده اند را نیز محبت کنید:

متی 5: 43-48
" شنيده‌ايد که گفته شده، همسايه‌ات را دوست بدار و با دشمنت دشمني کن. امّا من به شما مي‌گويم دشمنان خود را دوست بداريد و براي آنان که به شما آزار مي‌رسانند، دعاي خير کنيد، تا پدر خود را که در آسمان است، فرزندان باشيد. زيرا او آفتاب خود را بر بدان و نيکان مي‌تاباند و باران خود را بر پارسايان و بدکاران مي‌باراند. اگر تنها آنان را دوست بداريد که شما را دوست مي‌دارند، چه پاداشي خواهيد داشت؟ آيا حتي خراجگيران چنين نمي‌کنند؟ و اگر تنها برادران خود را سلام گوييد، چه برتري بر ديگران داريد؟ مگر حتي بت‌پرستان چنين نمي‌کنند؟ پس شما کامل باشيد چنانکه پدر آسماني شما کامل است. "

احتمالاً بارها آیات بالا را خوانده و فکر کرده ایم که اجرایشان مشکل است. اما محبت چیزی نیست که از خود ما سرچشمه بگیرد. خود ما نمی توانیم کاری بکنیم (یوحنا 5: 30). در عوض محبت ثمره ای است که طبیعت تازه ذاتاً از خود تولید می کند. زمانی که خود را به خداوند تسلیم کنیم، خود را خالی نموده و به مسیح اجازه دهیم تا در دلهای ما ساکن شود (افسسیان 3: 17)، طبیعت تازه ثمرات خود را همانند درختی سالم یعنی بطور طبیعی به بار می آورد.

غلاطیان 5: 22-23
" امّا ثمره روح، محبت، خوشي، آرامش، صبر، مهرباني، نيکويي، وفاداري، فروتني و خويشتنداري است. هيچ شريعتي مخالف اينها نيست."

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : محبت ,دوست ,امّا ,کینه ,بلکه ,حساب ,محبت کینه ,خطایا مرده ,محبت کنید ,دوست بداريد ,طبیعت تازه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : "محبت کینه به دل نمی گیرد"


انجیل ,عیسی ,حضرت ,لوقا ,وجود ,مورد ,حضرت عیسی ,انجیل مرقس ,تعالیم حضرت ,انجیل مرقس، ,مورد زندگی

در مورد دین مسیحیت ( قسمت اول )

:: در مورد دین مسیحیت ( قسمت اول )
انجیل ,عیسی ,حضرت ,لوقا ,وجود ,مورد ,حضرت عیسی ,انجیل مرقس ,تعالیم حضرت ,انجیل مرقس، ,مورد زندگیسرآغاز و تحولات اولیه

دین مسیحیت در چارچوب یهودیت قرن اول میلادی به وجود آمد. اولین پیروان حضرت مسیح (ع) از یهودیانی تشکیل میشد که اعمال و آداب دین یهودی را به طور کامل انجام میداند؛ اما نقطه اصلی وکانون توجه مسیحیان اولیه و حوادثی که آنان را از بقیه یهودیان آن عصر جدا ساخت، قضیه زندگی، مرگ و رستاخیز عیسی (ع)، چهره مرکزی این جنبش وحرکت [دینی] جدید بود. در مورد زندگی حضرت عیسی (ع) بسیار کمتر از آنچه محققان و صاحبنظران اشتیاق دارند، مطلب وجود دارد، اما روی هم رفته تاریخ بر زندگانی، مرگ و پارهای از تعالیم وی به درستی گواهی میدهد.

الف- منابع مربوط به زندگانی و تعالیم حضرت عیسی (ع)

1- عهد جدید: اطلاعات مربوط به زندگانی حضرت عیسی (ع) تقریباً جملگی از سه انجیل1 اول عهد جدید2 کسب شده است؛ اگر چه در منابع اولیه یهودی و رومی نیز ارجاعاتی به مسیحیت به عمل آمده است. اناجیل مزبور (واژه انجیل- Gospel – به معنای خبر خوش و بشارت آمیز است) مرقس، متیّ و لوقا تقریباً طرح اولیهای از بسیاری از حوادث تفصیلی زندگی حضرت عیسی (ع) و تفاسیر مربوط به اهمیت زندگانی مزبور را به دست میدهند.

علما و محققان دین مسیح، سه انجیل اول کتاب عهد جدید را به نام اناجیل سهگانه ملخّص یا مجمل3 میخوانند. واژه (synoptic ) از ریشه یونانی و به معنای تحت اللفظی «همراه دیدن» است. به عبارت دیگر این سه انجیل، اگر چه از لحاظ نقاط قوت و مورد تأکید تفاوت دارند، زندگی و تعالیم حضرت عیسی (ع) را از زاویه دید مشترکی می­بینند.

اکثر صاحبنظران مسیحی این فرضیه را میپذیرند که در میان متون مقدس مسیحیت، انجیل مرقس از همه جلوتر نوشته شده است، اگر چه در مجموعه کتاب مقدس فعلی در نوبت دوم آورده شده است. انجیلی که از همه جلوتر آورده شده، انجیل متی، در حدود ده تا بیست سال از انجیل مرقس متأخرتر است. انجیل سوم، متعلق به لوقا در همان حدود انجیل متی نوشته شده یا شاید هم کمی دیرتر، درحدود ده تا بیست و پنج سال پس از انجیل مرقس.برای صاحبنظران متون مقدس مسیحیت روشن است که مؤلفان اناجیل متی و لوقا به انجیل مرقس دسترسی مستقیم داشته و آن را به عنوان مبنای نوشتههای خود مورد استفاده قرار دادهاند. زمان نوشتن انجیل مرقس، یا قدیمی­ترین این اناجیل سهگانه، از ناحیه این صاحبنظران به حدود سالهای 70 میلادی، انجیل متی بین سالهای 80 تا 100 میلادی-که البته اجماع روی سال 85 میباشد- تخمین زده میشود. انجیل لوقا نیز بین سالهای 80 تا 100 نوشته شده و رأی محققانهتر علما روی حدود سالهای 90 تا 95 میلادی است.

در قرن نوزدهم، وقتی شباهتهای بین این اناجیل سه­گانه برای نخستین بار از یک دید آکادمیک مورد مطالعه قرار گرفت، محققان انجیلشناس شروع به این پرسش نمودند که ما این حقیقت که در حدود 95% از محتویات انجیل مرقس، تقریباً کلمه به کلمه در انجیل متی به چشم میخورد را چگونه میتوانیم توجیه نماییم؟ و نیز چه جواب بدهیم که تقریبا ً60% از متن انجیل مرقس، باز کلمه به کلمه در انجیل لوقا وجود دارد؟ روشن ترین جواب این است که بگوییم متی و لوقا باید از انجیل مرقس به عنوان مبنای نوشتهای خویش استفاده کرده باشند.

بدین ترتیب، مقایسه محتویات اناجیل موجز سه گانه مبیّن وابستگی ادبی متی و لوقا بر اثر مرقس میباشد، اما مقایسه اناجیل متی ولوقا نیز نمایشگر پارهای وجوه اشتراک در مطالب است که در انجیل مرقس یافت نمیشود؛ امری که نشانه آن است که متی و لوقا باید به منبع واحد و مشترک دیگری هم از مجموعه گفتار عیسی (ع) دسترسی میداشتهاند که از دسترس مرقس دور بوده است. بنابراین، باید منبع ناشناخته مکتوب دیگری هم وجود داشته که مبنای مطالب اناجیل متی و لوقا قرار گرفته است. علاوه بر این، فرازهایی در مورد حضرت عیسی (ع) و سخنان وی وجود دارد که تنها در انجیل متی یافت میشود و یا عباراتی که صرفاً در انجیل لوقا به چشم میخورد که این نیز حاکی از وجود یک سلسله روایتها و منابع شفاهی جداگانه است که بعضیشان تنها در دسترس متی و بعضی دیگر هم تنها در دسترس لوقا بودهاند.

بررسی تمثیل دانه خردل، که در فصل چهارم از انجیل مرقس آورده شده، این رابطه لفظی بین اناجیل سه گانه را به خوبی نشان میدهند.

انجیل لوقا، باب 13، آیات 19-18

انجیل مرقس، باب 4، آیات 32-30

انجیل متی، باب 13، آیات 32-31

آیه 18 – «پس گفت ملکوت خدا چه جیز را می ماند؟ و آن را به کدام شیئ تشبیه نمایم؟ دانه خردلی را ماند که کسی در باغ خود کاشت، پس رویید و درخت بزرگ گردید، به حدی که مرغان هوا آمده در شاخه­هایش آشیانه گرفتند» [1]

آیه 30- «و گفت: به چه چیز ملکوت خدا را تشبیه کنیم و برای آن چه مثل بزنیم؟ مثل دانه خردلی است که وقتی آن را بر زمین کارند کوچکترین تخمهای زمینی باشد، لیکن چون کاشته شد میروید و بزرگتر از جمیع بقول میگردد و شاخههای بزرگ می آورد، چنانچه مرغان هوا زیر سایهاش می توانند آشیانه گیرند.»

آیه 31-«بار دیگر مثلی برای ایشان زده و گفت ملکوت آسمان مثل دانههای خردلی است که شخصی گرفته در مزرعه خویش کاشت: و هر چند از سایر دانهها کوچکتر است ولی چون نمو کند بزرگترین بقول است و درختی میشود، چنانکه مرغان هوا آمده در شاخههایش آ شیانه می­گیرند.»

تمثیل خمیر مایه نیز به روشنی نمایشگر وصفی است که درآن متی و لوقا مطلب مشابهی را میگویند، اما انجیل مرقس درآن باره ساکت است. این مطلب نشان می­دهد که نویسندگان این دو انجیل باید به منبع مشترکی دسترسی میداشتهاند که در اختیار مرقس نبوده است و احتمالاً حدود بیست سالی از مرقس جلوتر بوده است. در متون زیر به شباهتهای لفظی دو انجیل یاد شده (متی و لوقا) و در نتیجه ضرورت فرض یک منبع مشترک بر ای آن دو، توجه فرمایید.

انجیل لوقا، باب 13، آیات 21-20

انجیل متی، باب 13، آیه 33

آیه 20: «باز گفت برای ملکوت خدا چه مثل آورم؟ خمیر مایهای را میماندکه زنی آن را گرفته در سه پیمانه آرد پنهان ساخت تاهمه مخمّر شد.» [2]

آیه 33: «و مثلی دیگر برای ایشان گفت که ملکوت آسمان خمیر مایهای را ماند که زنی آن را گرفته در سه کیل خمیر پنهان کرد تا تمام آنها مخمّر گشت.»

تمثیل ملکوت آسمان به مردی که تخم نیکو در زمین خود کاشت (انجیل متی، باب 13، آیات 30 – 24) نیز نمونه مطالبی است که تنها در این انجیل یافت شده و در اناجیل دیگر وجود ندارد. در مورد مطالبی هم که تنها در انجیل لوقا وجود دارند نیز داستان سامری خوب (انجیل لوقا، باب 10، آیات 37-29) نمونۀ جالب توجهی است.

به طور خلاصه اینکه اجماع علمای صاحبنظر این است که متی و لوقا هر دو از متن مکتوب مرقس استفاده کردهاند و اینکه هرگاه متی و لوقا مطلب مشترک و مشابهی در ارتباط با تعالیم حضرت عیسی (ع) دارند، هر دو از یک منبع اولیه – شاید مربوط به سالهای حدود 50 – که ناشناخته میباشد. بنابراین، انجیل مزبور بسیار بیشتر از بقیه رنگ و بوی کلامی دارد. این اناجیل که دراواخر قرن اول میلادی به رشتۀ تحریر درآمده است منعکس کنندۀ اصول نظری روبه رشد و توسعه در اجتماعی اولیه مسیحی بوه و بسیار کم با مسائل و مطالب تاریخی سرو کار دارد و بنابراین، با وجود اینکه در تاریخ کلام و الهیات مسیحی از اهمیت و نفوذ بسیار بالایی برخوردار میباشد، محققین و صاحبنظرانی که دربارۀ تاریخ مسیحیت و منابع و سرچشمههای آن مطالعه میکنند برای این انجیل ارزش تاریخی بالایی قائل نمیباشند.

2- منابع یهودی: سوای عهد جدید، مواد و مطالب معدود و قلیلی در مورد حیات و تعالیم عیسی میسح (ع) وجود دارد. چیزی که از همه به زمان زندگی حضرت عیسی (ع) نزدیکتر است، نوشتههای مورخ یهودی فلاویوس ژوزفوس4 میباشد. وی آثار خود را نزدیکیهای اواخر قرن اول میلادی به رشتۀ تحریر درآورده و در کتاب آثار باستانی یهودیان تاریخی از زندگی یهودیان تا روزگار خویش را عرضه داشته است. نامبرده، در جریان بررسیهای تاریخی خویش، میگوید:

«[آنانوس کاهن ارشد] دادگاه سانهدرین را تشکیل داد و برادر عیسی (ع) را که به نام مسیح خوانده میشد (اما اسمش جیمز بود) به همراه عدهای دیگر، در مقابل دادگاه حاضر ساخت و پس از متهم ساختن ایشان به تخطی از قانون، دستور داد تا همهآنها را سنگسار کنند.»]

متأسفانه حداکثر جیزی که از مطالب ژوزفوس، مورخ مشهور یهودی در قرن اول میلادی، دستگیر انسان میشود، شهادت مستقلی بر این مطلب است که درآن زمان، تعدادی از مردم حضرت عیسی (ع) را به نام مسیحا5 یا مسیح6 -که در زبانهای عبری و یونانی به ترتیب به معنای «مسح شده» می باشد- میشناختند.

به هر صورت، در مورد زندگی و تعالیم عیسی (ع)، ژوزفوس تنها منبع یهودی موجود نیست. منابع دیگری هم در دین یهود میباشند که پس از مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) نوشته شده و بر موجودیت تاریخی وی- بدین معنی که وی موجودی واقعی در تاریخ بوده است- گواهی میدهند. به عنوان نمونه به عبارت زیر توجه کنید:

«آنها، در شب فصح، یشو7 [ناصریه] را حلق آویز کردند. و برای مدت چهل روز منادیای جلوی او میرفت و میگفت [یشوی ناصریه] «سنگسار خواهد گردید از آن روی که وی به سحر و جادوگری روی آورده مردم را فریب میداد و بنی اسرائیل را به انحراف می­کشانید. بگذارید تا هرکس که میخواهد بیاید و به دفاع از وی برخیزد.» اما کسی را مدافع وی پیدا نکردند و در نتیجه در شب فصح وی را اعدام کردند» [4]

این روایت متعلق به تلموذ بابلی در یک «بریتا»8 – حدیثی متعلق به قرن اول یا دوم میلادی یافت میشود. ارجاع دیگری درست پس از اشارۀ فوق به چشم میخورد:

«عیسی (ع) پنج پیرو و حواری داشت، متّای9، مکای10، مِستر11، بونی12 و توده13» [5] در مسیحیت این اسامی را به عنوان حواریون حضرت عیسی (ع) نمی­شناسند، زیرا که از روایتی خارج از سنت دینی مسیحیت نقل گردیده است. این عبارت که دیدگاه تاریخی یهودیت کلاسیک و قدیمی را به طور خلاصه بیان میدارند، از لحاظ تفاوتهایی که با اظهارات و شهادات استاندارد مسیحی دارند، حائز اهمیت میباشند. علاوه بر این، آنها شهاداتی مستقل از آنچه در عهد جدید دربارۀ عیسی (ع) آمده، می­باشند.

3- منابع رومی: آنچه در روایات رومی نقل گردیده؛ منابع و مراجع دیگری به غیر از منابع مسیحی، پیرامون حیات و تعالیم حضرت عیسی (ع) میباشد. هر چند که متأسفانه، برای پژوهشگران تاریخ اولیه مسیحیت، هیچ سند مضبوط و رسمی رومی در دست نیست. هیچ سند حقوقی درمورد محاکمه و یا حتی وجود حضرت عیسی (ع) وجود ندارد.

تاسیتوس، مورخ رومی، در کتابی که در سال 115 میلادی در باب توصیف حکومت و سلطنت امپراتور نرون مینویسد، اشاراتی نیز به مسیحیت و شخص حضرت عیسی (ع) به عمل میآورد. وی در مورد آتش سوزی که در سال 64 میلادی سراسر روم را فرا گرفت، سخن می گوید واظهار میدارد که خود نرون این آتش را روشن کرده بود، اما از کنترل وی خارج گردید.

«اما تمام تلاش و کوشش مردمان، همۀ بزرگی و توانایی امپراتور و شفاعت خدایان برای تخفیف و تسکین افتضاح و رسوایی و از میان بردن این اعتقاد که آتش به فرمان امپراتور روشن شده بود، کافی به نظر نمیرسید؛ بنابراین، امپراتور نرون برای خلاصی از دست این شایعه، طبقهای از مردم را که غالباً به نام مسیحیان خوانده میشدند و به خاطر اعمال و عقاید زشتشان مورد نفرت و کراهت شدید بودند، متهم نموده و به سخت ترین وجه مجازاتشان کرد. کریستوس (مسیح) که نام این گروه از وی گرفته شده، در زمان سلطنت تی بریوس14 به دست مأمور رتبۀ امپراتوری، پونتیوس پیلیت15، اعدام شده بود. این اعتقاد خرافی شرورانه و خطرناک، که برای مدت کوتاهی متوقف شد، مجدداً نه تنها در یهودیه، سرمنشأ این شیطان، بلکه حتی در روم نیز سر برآورد، جایی که هر حرف پست و خفت آوری از هر کجای عالم که باشد برای خود میدان و پیروانی پیدا میکند.»

این عباراتی که از تاسیتوس نقل کردیم مطالب دیگری نیز در باب جزئیات شکنجه و آزاری که نرون بر مسیحیان اولیه وارد کرده بود (اولین تعقیب و ازار رسمی مسیحیان که تنها به مدت یک هفته به طول انجامید) و همچنین اعتقاد مؤلف بر اینکه نرون بی جهت در این مورد مسیحیان را سرزنش میکرد، آورده شده است. نکتۀ قابل توجه در روایت یاد شده این مطلب است که سرکوب جنبش مسیحی صرفاً مقدمهای بر ظهور مجدد و گسترش یافتهتر آن در سرتاسر روم در سال 64 میلادی گردید. این چیزی نیست که در این زمینه از زبان خود مسیحیان گفته شده باشد، بلکه شهادتي خارجی است بر حضور یک اجتماع مسیحی در روم، سالها پیش از آنکه هیچ یک از اناجیل عهد جدید نوشته شده باشند.

مورخین دیگر رومی، نظیر سوئتونیوس16 نیز تذکرات و اشارات مختصری دربارۀ مسیحیت دارندکه روی هم رفته تاریخ اولین روزهای دین مسیح را قدری روشنتر می­کنند، اما سایر مورخان، هیچ کدام به اندازۀ تاسیتوس، جنبۀ وجود تاریخی داشتن حضرت عیسی (ع) را روشن نکردهاند.

4- منابع مسیحی جدای از عهد جدید: آنچه در مورد زندگی و تعالیم حضرت عیسی (ع) در اناجیل کتاب عهد جدید آمده تنها مدرک و شاهد از منابع مسیحی بر این موضوع نیست، بلکه منابع دیگری نیز در داخل سنت دین مسیحیت وجود دارد که به نام اناجیل مشکوک یا مجعول (یعنی اناجیلی که در زمرۀ کتب مقدس مسیحیت پذیرفته نشده است) خوانده میشد. بیشتر این اناجیل در سالهای پس از میانۀ قرن دوم نوشته شده و جاهای خالی روایاتی را که در عهد جدید آمده است، پر میکند. در این مجموعه آثار، خصوصاً مطالب و داستانهای زیادی دربارۀ دوران کودکی و جوانی حضرت عیسی (ع) وجود دارد- اطلاعاتی که اگر از ناحیۀ محققان و صاحبنظران مسیحی به عنوان مطالبی خیالی قلمداد نمیشد، بسیار سودمند و باارزش بود.

روی هم رفته، با وجود اینکه اطلاعاتی که در این منابع مجعول و مشکوک رومی، یهودی و مسیحی اولیه یافت میشود جالب توجه و برای دانش پژوهانی که روی تاریخ مسیحیت در سالهای اولیۀ ظهور این دین کار میکنند، تا حدودی با ارزش است، با این وجود کسی که دنبال اطلاعات واقعیتر در مورد بنیانگزار دین مسیحی است، ناگزیر باید به کتاب عهد جدید روی آورد. در آنجاست که می توان به قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد زندگی و تعالیم عیسی مسیح (ع) دست یافت.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : انجیل ,عیسی ,حضرت ,لوقا ,وجود ,مورد ,حضرت عیسی ,انجیل مرقس ,تعالیم حضرت ,انجیل مرقس، ,مورد زندگی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : در مورد دین مسیحیت ( قسمت اول )


عیسی ,امّا ,خیمه‌ها ,خیمه‌ها می‌رود

عیسی به عید خیمه‌ها می‌رود

:: عیسی به عید خیمه‌ها می‌رود
عیسی ,امّا ,خیمه‌ها ,خیمه‌ها می‌رود

عیسی به عید خیمه‌ها می‌رود

۱پس از این، عیسی چندی در جلیل می‌گشت، زیرا نمی‌خواست در یهودیه باشد، چرا‌که یهودیان در پی کشتنش بودند.۲چون عید خیمه‌ها که از اعیاد یهود بود، نزدیک شد،۳برادران عیسی به او گفتند: «اینجا را ترک کن و به یهودیه برو تا پیروانت کارهایی را که می‌کنی ببینند،۴زیرا هر‌که بخواهد شناخته شود، در نهان کار نمی‌کند. تو که این کارها را می‌کنی، خود را به جهان بنما.»۵زیرا حتی برادرانش نیز به او ایمان نیاورده بودند.۶پس عیسی به ایشان گفت: «هنوز وقت من فرا‌نرسیده، امّا برای شما هر وقتی مناسب است.۷جهان نمی‌تواند از شما متنفر باشد امّا از من نفرت دارد، زیرا من شهادت می‌دهم که کارهایش بد است.۸شما خود برای عید بروید، من [فعلاً] به این عید نمی‌آیم، زیرا وقت من هنوز فرا‌نرسیده است.»۹این را گفت و در جلیل ماند.

۱۰امّا پس از آن که برادرانش برای آن عید رفتند، خود نیز رفت، امّا نه آشکارا بلکه در نهان.۱۱پس یهودیان، هنگام عید او را جُسته، می‌پرسیدند: «آن مرد کجاست؟»۱۲و دربارۀ او بین مردم همهمۀ بسیار بود. بعضی می‌گفتند: «مردی است نیک.» امّا بعضی دیگر می‌گفتند: «نه! بلکه مردم را گمراه می‌کند.»۱۳لیکن چون از یهودیان می‌ترسیدند، هیچ‌کس دربارۀ او آشکارا سخن نمی‌گفت.

یوحنا

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : عیسی ,امّا ,خیمه‌ها ,خیمه‌ها می‌رود
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : عیسی به عید خیمه‌ها می‌رود


امّا ,عیسی ,هستم، ,مسیح ,مردم ,امّا نخواهید ,نخواهید یافت؛ ,جُست، امّا ,خواهید جُست، ,مردم نسبت ,امّا نخواهید یافت؛

واکنش مردم نسبت به سخنان عیسی

:: واکنش مردم نسبت به سخنان عیسی
امّا ,عیسی ,هستم، ,مسیح ,مردم ,امّا نخواهید ,نخواهید یافت؛ ,جُست، امّا ,خواهید جُست، ,مردم نسبت ,امّا نخواهید یافت؛

واکنش مردم نسبت به سخنان عیسی

۲۵پس، برخی از اورشلیمیان گفتند: «آیا این همان نیست که قصد کشتنش دارند؟۲۶ببینید چگونه آشکارا سخن می‌گوید و بدو هیچ نمی‌گویند! آیا ممکن است بزرگان قوم براستی دریافته باشند که او همان مسیح است؟۲۷ما می‌دانیم این مرد از کجا آمده است، حال آنکه چون مسیح ظهور کند، کسی نخواهد دانست از کجا آمده است.»۲۸آنگاه عیسی به‌هنگام تعلیم در معبد، ندا درداد که: «مرا می‌شناسید و می‌دانید از کجایم. امّا من از جانب خود نیامده‌ام. او که مرا فرستاده، حق است؛ و شما او را نمی‌شناسید.۲۹امّا من او را می‌شناسم، زیرا من از اویم و او مرا فرستاده است.»۳۰پس خواستند گرفتارش کنند، امّا هیچ‌کس بر او دست دراز نکرد، چرا‌که ساعت او هنوز فرا‌نرسیده بود.۳۱با اینحال، بسیاری از آن جماعت بدو ایمان آوردند. آنان می‌گفتند: «آیا چون مسیح بیاید، بیش از این مرد معجزه خواهد کرد؟»

۳۲امّا به گوش فَریسیان رسید که مردم دربارۀ او چنین همهمه می‌کنند. پس سران کاهنان و فَریسیان، نگهبانان معبد را فرستادند تا او را گرفتار کنند.۳۳آنگاه عیسی گفت: «اندک زمانی دیگر با شما هستم، و سپس نزد فرستندۀ خود می‌روم.۳۴مرا خواهید جُست، امّا نخواهید یافت؛ و آنجا که من هستم، شما نمی‌توانید آمد.»۳۵پس یهودیان به یکدیگر می‌گ تند: «این مرد کجا می‌خواهد برود که ما نمی‌توانیم او را بیابیم؟ آیا می‌خواهد نزد یهودیانِ پراکنده در میان یونانیان برود و یونانیان را تعلیم دهد؟۳۶مقصودش چه بود که گفت، ”مرا خواهید جُست، امّا نخواهید یافت؛ و آنجا که من هستم، شما نمی‌توانید آمد“؟»

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : امّا ,عیسی ,هستم، ,مسیح ,مردم ,امّا نخواهید ,نخواهید یافت؛ ,جُست، امّا ,خواهید جُست، ,مردم نسبت ,امّا نخواهید یافت؛
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : واکنش مردم نسبت به سخنان عیسی


سوار ,زمین ,گشوده ,می‌شود ,مُهر ,یوحنا ,گشوده می‌شود ,نمایانگر فرشته ,چهار حیوان ,داوری نهایی

گشوده شدن مُهرها (۶: ۱-۱۷) مکاشفه یوحنا

:: گشوده شدن مُهرها (۶: ۱-۱۷) مکاشفه یوحنا
سوار ,زمین ,گشوده ,می‌شود ,مُهر ,یوحنا ,گشوده می‌شود ,نمایانگر فرشته ,چهار حیوان ,داوری نهایی

گشوده شدن مُهرها (۶: ۱-۱۷) 
۱-۲ در این باب شش مُهر از هفت مُهر طومار گشوده می‌شوند و بدین شکل داوری نهایی خدا بر جهان آغاز می‌شود. همه رخدادهایی که در این باب ذکر شده‌اند، پیش از بازگشت مسیح باید به وقوع بپیوندند. 
 هنگامی که بره نخستین مُهر را می‌گشاید، یکی از چهار حیوان به یوحنا می‌گوید: «بیا». آنگاه یوحنا سواری را بر است سفید مشاهده می‌کند. اسب سفید و سوار آن نشان دهنده جنگهای وحشتناکی است که باید بر زمین واقع شوند. عیسی گفته بود: «اینها ابتدای دردهای زه می‌باشد.(مرقس ۱۳: ۷-۸۸). سوار اسب سفید نمایانگر فرشته یا روحیست که مقرر شده تا بر زمین جنگ را نازل کند.

۳-۴ هنگامی که مُهر دوم گشوده می‌شود حیوان دوم سواری دیگر را بر اسبی سرخ می‌خواند که نمایانگر فرشته یا روح کشتار یا خون ریزی  است.

۵-۶ سوار سوم که بر یوحنا پدیدار می‌شود، سوار اسب سیاه است که فرشته یا روح قحطی است و کارش نازل کردن قحطی بر روی زمین است. این سوار در دستان خود ترازویی برای وزن کردن گندم دارد. به خاطر کمبود گندم تقسیم گندم با ترازو ضرورت می‌یابد (لاویان ۲۶۶: ۲۶). تنها یک هشت یک گندم یا سه هشت یک جو به یک دینار داده خواهد شد. قیمتی که در این آیه برای این غلات ذکر می‌شود ده برابر قیمت معمولی این غلات است یعنی قیمتی است که در شرایط قحطی برای غلات تعیین می‌شد. 
یکی از چهار حیوان به سوار اسب سیاه می‌گوید: «به روغن و شراب ضرر مرسان» این سخن بدین معناست که سوار سیاه نباید به درختان زیتون و تاکستانها که روغن و شراب ار آنها گرفته می‌شود آسیب وارد سازد. این سوار وظیفه دارد تا نه قحطی کامل، بلکه قحطی محدود را  بوجود آورد.

۷-۸ سوار اسب چهارم یعنی اسب زرد فرشته یا روح موت است که او را سوار دیگری که عالم اموات باشد همراهی می‌کند (مکاشفه ۱: ۱۸  و تفسیر آن مشاهده شود). به این سواران قدرت داده شده است تا یک چهارم جمعیت زمین را بکُشند.

۹ هنگامی که مُهر پنجم گشوده می‌شود یوحنا نفوس شهیدانی را که به خاطر مسیح کشته شده بودند، می‌بیند. آنها صلیبهای خود را برداشته و تا به موت از عیسی پیروی کرده‌اند (مرقس ۸: ۳۴-۳۵۵ و تفسیر آن مشاهده شود). از نظر خدا مرگ آنها همانند قربانی بود که بر مذبح آسمان ریخته شده باشد (دوم تیموتائوس ۴: ۶).

۱۰ این شهیدان فریاد برمی آوردند: «ای خداوند قدوس و حق ... تا به کی انتقام ما را ... نمی‌کشی؟» (مزمور ۹۴: ۳ ؛ حبقوق ۱: ۲). آنها  خواستار انتقام شخصی نبودند، بلکه خواستار اجرای عدالت بودند.

۱۱ آنگاه به هر یک از شهیدان جامه‌ای سفید داده شد که نشانگر عدالت و قدوسیت است. آنها باید آنقدر صبر می‌کردند تا همه کسانی که مقرر  بود شهید شوند، به شهادت برسند. پس از کامل شدن تعداد شهیدان، خدا داوری نهایی خود را بر کسانی که بر زمین باقی مانده‌اند، اجرا خواهد کرد.

۱۲-۱۴ هنگامی که مُهر ششم گشوده می‌شود زلزله‌ای عظیم و وحشتناک به وقوع می‌پیوندد. آفتاب چون پلاس پشمی سیاه شده و ماه چون خون می‌شود و ستارگان از آسمان فرو می‌ریزند (مرقس ۱۳: ۲۴-۲۵ ؛ اعمال ۲: ۲۰۰).

۱۵-۱۷ آنگاه ترس و وحشت آن گروه از ساکنان زمین را که توبه نکرده و به مسیح ایمان نیاورده‌اند فرو خواهد گرفت. آنها از کوهها التماس می‌کنند تا بر آنها بیفتند و آنها را بکشند تا غضب وحشتناک خدا بر آنها نیاید ( هوشع ۱۰: ۸). آنها می‌گویند: «زیرا روز عظیم غضب او رسیده است و کیست که می‌تواند ایستاد؟» (آیۀ ۱۷۷). ملاکی نبی نیز می‌گوید: «اما کیست که روز آمدن او را متحمل تواند شد؟ و کیست که در حین ظهور وی تواند ایستاد؟» (ملاکی ۳: ۲). در آن روز برای بی ایمانانی که توبه نکرده‌اند، مردن آسانتر از ایستادن در برابر خداست. 
این موضوع را هیچگاه از یاد نبریم که خدا نه تنها خدای محبت است، بلکه خدای غضب علیه گناه نیز هست. روز آخر، یعنی روز داوری، روزی مهیب خواهد بود (یوئیل ۲: ۱۱). پیش خشم وی که تواند ایستاد؟ و در حدت غضب او که تواند برخاست؟ (ناحوم ۱: ۶۶). تنها کسانی که به مسیح وفادار مانده‌اند می‌توانند در آن روز نجات یابند (مرقس ۱۳: ۱۳۳). بنابراین، تاخیر نکنیم، بلکه توبه کنیم؛ و ایمانمان به مسیح باشد.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : سوار ,زمین ,گشوده ,می‌شود ,مُهر ,یوحنا ,گشوده می‌شود ,نمایانگر فرشته ,چهار حیوان ,داوری نهایی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : گشوده شدن مُهرها (۶: ۱-۱۷) مکاشفه یوحنا


مسیح

یکدلی در مسیح

:: یکدلی در مسیح
مسیح  ۲۷ باری بطور شایسته انجیل مسیح رفتار نمایید تا خواه آیم و شما را بینم و خواه غایب باشم، احوال شما را بشنوم که به یک روح برقرارید و به یک نفس برای ایمان انجیل مجاهده می‌کنید.   ۲۸ و در هیچ امری از دشمنان ترسان نیستید که همین برای ایشان دلیل هلاکت است، اما شما را دلیل نجات و این از خداست.   ۲۹ زیرا که به شما عطا شد به خاطر مسیح نه فقط ایمان آوردن به او بلکه زحمت کشیدن هم برای او. و  شما را همان مجاهده است که در من دیدید و الآن هم می‌شنوید که در من است.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : مسیح
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : یکدلی در مسیح


مسیح ,عیسی ,عیسی مسیح

شکرگزاری و دعا

:: شکرگزاری و دعا
مسیح ,عیسی ,عیسی مسیح۳ در تمامی یادگاری شما خدای خود را شکر می‌گزارم،   ۴ و پیوسته در هر دعای خود برای جمیع شما به خوشی دعا می‌کنم،   ۵ به سبب مشارکت شما برای انجیل از روز اول تا به حال.   ۶ چونکه به این اعتماد دارم که او که عمل نیکو را در شما شروع کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید.   ۷ چنانکه مرا سزاوار است که درباره همه شما همین فکر کنم زیرا که شما را در دل خود می‌دارم که در زنجیرهای من و در حجت و اثبات انجیل همه شما با من شریک در این نعمت هستید.   ۸ زیرا خدا مرا شاهد است که چقدر در احشای عیسی مسیح، مشتاق همه شما هستم.   ۹ و برای این دعا می‌کنم تا محبت شما در معرفت و کمال فهم بسیار افزونتر شود.   ۱۰ تا چیزهای بهتر را برگزینید و در روز مسیح بی غش و بی لغزش باشید،   ۱۱ و پر شوید از میوه عدالت که بوسیله عیسی مسیح برای تمجید و حمد خداست.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : مسیح ,عیسی ,عیسی مسیح
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شکرگزاری و دعا


خداوند

ایه

:: ایه
خداوندلیكن‌ تو ای‌ خداوند گرداگرد من‌ سپر هستی‌،جلال‌ من‌ و فرازندة‌ سر من‌. ۴ به‌ آواز خود نزد خداوند می‌خوانم‌ و مرا از كوه‌ مقدّس‌ خود اجابت‌ می‌نماید. سلاه‌ ۵ و اما من‌ خسبیده‌، به‌ خواب‌ رفتم‌ و بیدار شدم‌ زیرا خداوند مرا تقویت‌ می‌دهد. ۶ از كرورهای‌ مخلوق‌ نخواهم‌ ترسید كه‌ گرداگرد من‌ صف‌ بسته‌اند. ۷ ای‌ خداوند ، برخیز! ای‌ خدای‌ من‌، مرا برهان‌! زیرا بر رخسار همة‌ دشمنانم‌ زدی‌؛ دندانهای‌ شریران‌ را شكستی‌. ۸ نجات‌ از آن‌ خداوند است‌ و بركت‌ تو بر قوم‌ تو می‌باشد.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : خداوند
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : ایه


اشعیا باب ۴۰ آیات ۲۹-۳۱

:: اشعیا باب ۴۰ آیات ۲۹-۳۱
۲۹او به ضعیفان نیرو میبخشد و به مردم ناتوان قدرت عطا میکند. ۳۰حتی جوانان هم خسته میشوند و دلاوران از پا میافتند، ۳۱اما آنهای که منتظر خداوند میباشند، نیروی تازه خواهند یافت. آنها مانند عقاب بال میگشایند. میدوند و خسته نمیشوند، راه میروند و از پا نمیافتند.

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : اشعیا باب ۴۰ آیات ۲۹-۳۱


انان ,اسمانی ,موسی ,عیسی ,خداوند ,بیرون ,فریسیان ریاکار، ,خواهد اورد ,احکام شریعت ,دوست بدار ,فریسیان ریاکار ,معبد سوگند بخورد

گزیده ای از ایات اسمانی انجیل

:: گزیده ای از ایات اسمانی انجیل
انان ,اسمانی ,موسی ,عیسی ,خداوند ,بیرون ,فریسیان ریاکار، ,خواهد اورد ,احکام شریعت ,دوست بدار ,فریسیان ریاکار ,معبد سوگند بخورد

خوشا به حال کسانی که از فقر روحی خود اگاهند، زیرا پادشاهی اسمانی از ان ایشان است. خوشا به حال فروتنان. خوشا به حال کسانی که گرسنه و تشنه نیکی مطلق هستند. خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا ایشان رحمت خواهند دید. خوشا به حال پاک دلان. خوشا به حال صلح دهندگان. خوشا به حال کسانی که در راه نیکی جفا می بینند. خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت می کنند و جفا می رسانند و به ناحق هرگونه افترایی به شما می زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی کنید زیرا پاداش شما در اسمان عظیم است چون همینطور به پیامبران قبل از شما  نیز جفا می رسانیدند. (صفحه 11 و 12)

 به کسی که از تو چیزی می خواهد ببخش و از کسی که تقاضای قرض می کند روی نگردان. دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما جفا می کنند دعا کنید. زیرا او (پدر اسمانی شما) افتاب خود را بر بدان و نیکان یکسان می تاباند و باران خود را بر درستکاران و بدکاران می باراند. اگر کسانی که شما را دوست دارند دوست بدارید چه اجری دارید؟ مگر باجیگران (گناه کاران) نیز اینکار را نمی کنند؟ اگر به دوستان خود سلام کنید مگر بی دینان همین کار را نمی کنند؟ پس شما باید کامل باشید همانطور که پدر اسمانی شما کامل است. مواظب باشید که کار های نیک خود را برای جلب توجه مردم در انظار دیگران انجام ندهید زیرا اگر چنین کنید هیچ اجری نزد پدر اسمانی خود ندارید. پس هر گاه صدقه می دهید ان را در ساز و کرنا اعلام نکن چنانچه که ریاکاران در کنیسه ها و خیابان ها می کنند تا مورد ستایش مردم قرار گیرند یقین بدانید که انان (با این کار) اجر خود را یافته اند. از صدقه دادن تو کسی اگاه نشود و پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست اجر تو را خواهد داد.(صفحه 15).

هرگاه دعا می کنی به اندرون خانه خود برو و درب را ببند و در خلوت حضور پدر نادیده خود دعا کن  پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست اجر تو را خواهد داد. در وقت دعا مانند بت پرستان وردهای بی معنی را تکرار نکنید، انان فکر می کنند با تکرار زیاد دعایشان مستجاب می شود، پدر شما احتیاجات شما را پیش از این که بخواهید می داند. پس این طور دعا کنید : ای پدر اسمانی ما (خداوندا) نامت مقدس باد، پادشاهی تو بیاید، اراده تو همانطور که در اسمان اجرا می شود در زمین نیز اجرا شود. نان روزانه ما را امروز بما بده، خطایای ما را ببخش، چنانکه ما نیز کسانی را که به ما خطا کرده اند بخشیده ایم. ما را از وسوسه ها دور نگهدار و از شریر رهایی ده. زیرا پادشاهی و قدرت و جلال تا ابد الاباد از ان تو است امین . چون اگر شما خطایای دیگران را ببخشید پدر اسمانی شما نیز شمار ار خواهد بخشید. وقتی روزه می گیرد همچون ریاکاران خودتان را افسرده نشان ندهید. به سرت روغن بزن و صورتت را بشوی تامردم از روزه تو را با خبر نشوند بلکه فقط پدر اسمانی تو که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست اجر تو را خواهد داد. (کار برای اخرت) گنج های خود را بر روی زمین جایی که بید و زنگ به ان زیان می رساند و دزدان نقب زده ان را می دزدند ذخیره نکنیدبلکه گنج های خود را در عالم بالا .... ذخیره کنید زیرا هرجا گنج تو است دل تو نیز در انجا خواهد بود. (صفحه 16 و 17)

برای زندگی خود نگران نباشید که چه بخورید و چه بیاشامید، و نه برای بدن خود که چه بپوشید، به پرندگان نگاه کنید انها نه می کنارند نه درو می کنند و نه انبار می کنند ولی پدر اسمانی شما روزی به انان را می دهد. مگر ارزش شما به مراتب از پرندگان بیشتر نیست. صفحه 18

درباره دیگران قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید. همانطور که دیگران را محکوم می کنید خوتان نیز محکوم خواهید شد. با هر پیمانه ای که به دیگران دهید با همان پیمانه عوض خواهید گرفت. چرا پر کاهی که در چشم برادرت است می بینی ولی فکر چوب بزرگی که در چشم خود نیستی؟ یا جرات می کنی به برادر خود بگویی که اجازه بده پرکاه را از چشمت بیرون بیاورم حال انکه خودت چوب بزرگی در چشم داری، ای ریاکار اول چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور و انگاه درست خواهی دید که پرکاه را از چشم برادرت بیرون بیاوری. انچه مقدس است به سگان ندهید و مروارید های با ارزش را جلوی خوک ها نریزید مبادا انها را لگد مال کنند و برگردند شما را بدرند. بخواهید به شما داده خواهد شد. بجویید پیدا خواهید کرد. بکوبید درب ها به روی شما باز خواهد شد. چون هر که بخواهد بدست می اورد. و هر که بجوید پیدا می کند و هر که بکوبد درب بر رویش باز می شود... پدر اسمانی شما چیزهای نیکو را به کسانی که از او تقاضا می کنند عطا خواهد فرمود. با دیگران همانگونه رفتار کنید که انتظار دارید با شما رفتار کنند. این است خلاصه تورات و نوشته های انبیا. (ظاهرا دوری از همرنگ جماعت بودن) از در تنگ وارد شوید زیرا که دری که بزرگ و راهی که وسیع است به هلاکت منتهی میشود و کسانی که این راه را می پیمایند بسیارند. اما دری که به حیات منتهی می شود تنگ است و راهش دشوار است و یابندگانش هم کم هستند. از انبیا دروغین برحذر باشید که در لباس میش به نزد شما می ایند ولی در باطن گرگان هستند. انان را از اعمالشان خواهید شناخت. (صفحه 19 و 20)

فریسیان (خطاب به یاران مسیح) گفتند چرا استاد شما به خطاکاران و باجگیران غذا (نشست و برخاست دارد) می خورد مسیح این را شنید وگفت بیماران به طبیب نیاز دارند نه تندرستان. صفحه 26

پس نترسید هرچه پوشیده است پرده از روی ان برداشته می شود و هرچه پنهان است اشکار خواهد شد. از کسانی که جسم را می کشند ولی قادر به کشتن جان نیستند نترسید. از کسی بترسید که قادر است جسم و جان هر دو را در دوزخ  تباه سازد. صفحه 30

هر کس فقط در فکر زندگی خود باشد انرا از دست خواهد داد ولی کسی که به خاطر من زندگی خود را از دست بدهد زندگی او در امان خواهد بود. 31

(خطاب به حواریون) هر که شما را بپذیرد مرا پذیرفته، و هرکه مرا بپذیرد فرستنده مرا (خدا) پذیرفته است، هر که پیامبری را به خاطر این که پیامبر است بپذیرد اجر یک پیامبر را به دست خواهد اورد و هر کس که نیکوکاری را به خاطر این که نیکو کار است بپذیرد اجر یک نیکو کار را بدست خواهد اورد. یقین بدانید هر که به یکی از کوچکترین پیروان من به خاطر این که پیرو من است حتی یک جرعه اب سرد به هیچ وجه بی اجر نخواهد ماند.31و32

(واکنش عیسی (ع)ع به معجزه دیده ها و ایمان نیاورندگان) ای پدر ای خداوند اسمان و زمین، تو را سپاس می گویم که این امور را از دانایان و خردمندان پنهان داشته و به ساده دلان اشکار ساخته ای. اری ای پدر خواست تو چنین بود. و... ای زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیایید و من به شما ارامی خواهم داد. یوغ مرا بگردن گیرید و از من تعلیم یابید. زیرا من بردبار و فروتن هستم و جان های شما ارامی خواهد یافت. زیرا یوغ من اسان و بار من سبک است. 34

اگر میوه خوب می خواهید باید درخت شما باید خوب باشد زیرا درخت بد میوه بد به بار خواهد اورد . چون درخت را از میوه اش می شناسند. ای مارها شما که ا دمهای شریری هستید چگونه می توانید سخنان خوب بگویید. زیرا زبان ازانچه در را پر ساخته است سخن می گوید . مرد نیکو از خزانه نیکوی درون خویش نیکی و  مرد بد از خزانه بد درون خود بدی به بار می اورد. بدانید که در روز داوری همه مردم باید جواب هر سخن بیهوده ای که گفته اند بدهند. زیرا بر طبق سخن خود تبرئه خواهی شد یا محکوم. 37 و 38

(حواس از کار افتاده ناشی از کثرت گناه) پیوسته گوش می دهید ولی نمی فهمید. پیوسته نگاه می کنید ولی نمی بینید. زیرا ذهن این مردم کند گشته ، گوش هایشان سنگین شده و چشم هایشان بسته است. و الا چشمهایشان می دید و گوشهایشان می شنید و می فهمید و باز می گشت و من انان را شفا می دادم. (خطاب به حواریون) خوشا به حال شما که چشم هایتان می بیند و گوشهایتان می شنود. بدانید که پیامبران و نیکمران بسیاری ارزو داشتند که انچه امروز شما اکنون می بینید ببینند و ندیدند و انچه را شما می شنوید بشنوند و نشنیدند.40

(قدرت سخن حق) پادشاهی اسمانی مانند دانه خردلی است که شخص ان را می گیرد و در مزرعه خود می کارد. دانه خردل که کوچکترین دانه هاست پس از انکه رشد و نمو کند از بوته های دیگر بزرگتر شده و به اندازه درخت می شود و انقدر بزرگ می شود که پرندگان می ایند و لابه لای شاخه برگ ان اشیانه می سازند.42

(عاقبت از ان حق است) هر نهالی که پدر اسمانی من بر زمین نکاشته باشد از ریشه کنده خواهد شد.(نا امیدی از هدایت دلهای مهر شده از ناحیه خداوند) (در پی لجاجت لجوجان روحانی یهود عیسی (ع)ع فرمود) انها را به حال خود بگذارید، انها کورانی هستند که راهنمای کورهای دیگر می باشند و کوری راهنمای کور دیگری شود هر دو به چاه خواهند رفت.48

(اهمیت دل ملاک بودن نیت در اهمیت اعمال) چیزهایی که از دهان بیرون میاید از دل سرچشمه می گیرد و انهاست که انسان را نجس می سازد. زیرا افکار پلید مثل زنا، قتل ، فسق ، دزدی ، شهادت دروغ، افترا از دل سرچشمه می گیرند.49

(ایمان و امادگی ایثار جان) اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید دست از جان بشوید و صلیب خود را برداشته به دنبال من بیاید. زیرا هر که بخواهد جان خود را حفظ کند ان را از دست می دهد اما هر که بخاطر من جان خود را فدا کند انرا خواهد داشت.53

 هر جا که دو یا سه نفر بنام من جمع شوند من انجا در میان انان هستم. 58

(در بد بودن طلاق) پروردگار انسان را از زن و مرد افرید به این سبب است که مرد ، پدر و مادر خود را ترک می کند و به زن خود می پیوندد و ان دو یکی می شوند. از این رو انان دیگر دو تن نیستند بلکه یکی هستندپس انچه را که خدا هم پیوسته است انسان نباید جدا سازد. به خاطر سنگدلی شما بود که موسی اجازه داد از زن خود جدا شوید ولی از ابتدای خلقت چنین نبود.59

"احکام شریعت" قتل مکن، زنا مکن، دزدی نکن، شهادت دروغ نده، احترام پدر و مادر خود را نگهدار، همسایه ات را مانند خود دوست بدار. دارایی خود را در راه بیچارگان ببخش. 60 و  61

برای خدا همه چیز ممکن می باشد. 61

(روز معاد) هر کس به خاطر من خانه و برادران و خواهران و پدر و مادر و کودکان و زمین و ملک خود را ترک کرده باشد چندین برابر پاداش خواهد گرفت و حیات جاودانی بدست خواهد اورد. اما بسیاری از کسانی که امروز اول هستند اخر خواهند شد و بسیاری از کسانی که اکنون اخرهستند اول خواهند بود. 61

( انتخاب ولی خدا توسط خداوند و ارثی نبودن ان) (در پاسخ به درخواست زنی از عیسی (ع)ع که درخواست  جایگاه از عیسی (ع)ع در خصوص فرزندان خود داشت) انتخاب کسانی که باید در دست راست و چپ من بنشینند با من نیست، زیرا کسانی در سمت چپ و راست من خواهند نشست که پدر من قبلا بر ایشان اماده کرده است 63

در این دنیا حکمرانان بر زیردستان خود اقایی می کنند و بزرگان بر انان زور می گویند، اما در میان شما نباید این چنین باشد. بلکه هر که می خواهد در میان شما بزرگ باشد باید خادم همه گردد. و هر که بخواهد بالاتر از همه شود باید غلام همه باشد. پسر انسان نیامده تا خدمت شود بلکه تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد. 64

(اثر ایمان بر قبولی دعا) هر چه با ایمان در دعا طلب کنید خواهید یافت. 66

(چرخش نمایندگی خداوند در بین اقوام بر اثر اعمال انان) پادشاهی خدا از شما گرفته و به امتی دیگر داده خواهد شد که ثمراتی شایسته به بار اورد69

در روز رستاخیز نه کسی زن می گیرد و نه شوهر می کند.71

(در جواب کدام احکام شریعت از همه افضل تر است) عیسی (ع)ع فرمود "خداوند، خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام عقل خود دوست بدار این اولین و بزرگترین حکم شریعت است. دومین حکمی که بهمان اندازه مهم است و شبیه اولی است یعنی همسایه خود را مانند خود دوست بدار.71 و 72

(دستور حضرت عیسی (ع)ع به پیروان خود در خصوص عالمان بی عمل) چون چون ملایان و فریسیان بر کرسی موسی نشسته اند شما باید هر انچه می گویند گوش کنید و مطابق ان عمل نماید ولی از کردار اعمال انان پیروی نکنید زیرا خود انان انچه می گویند عمل نمی کنند. انها بارهای سنگین را می بندند اما بر دوش مردم می نهند در حالی که خودشان حاظر نیستند برای برداشتن ان حتی انگشت خود را تکان دهند. هر چه می کنند برای تظاهر و خود نمایی است. دعاهای بسته شده به بازوی خود را قطور تر و دامن ردای خود را پهن تر می کنند. انها دوست دارند در صدر مجلس بنشینند و در کنیسه ها بهترین جای را داشته باشند و مردم در کوچه ها به انان سلام کنند و انها را استاد خطاب نمایند. اما شما نباید استاد خوانده شوید شما یک استاد دارید و همه شما برادر هستید. هیچ کس را در روی زمین پدر نخوانید زیرا شما یک پدر دارید یعنی همان پدر اسمانی (خداوند)، و نباید پیشوا خوانده شوید زیرا شما یک پیشوا دارید و ان مسیح است. کسی در میان شما بزرگتر است که خادم همه باشد زیرا هر که خود را بزرگ سازد حقیر خواهد شد و هرکه فروتن سازد به بزرگی می رسد. وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار، شما در های پادشاهی اسمانی را بر مردم می بندید. خودتان وارد نمی شوید و دیگران که می خواهند وارد شوند را باز می دارید. وای بر شما ای ملایان و فریسیان ریاکار شما مال بیوه زنان را می بلعید و حال انکه برای خود نمایی نماز خود را طولانی می کنید به این جهت شما سخت ترین کیفر ها را خواهید دید. وای بر شما ملایان و فریسیان ریاکار ، شما دریا و خشکی را طی می کنید تا کسی را پیدا کنید که دین شما را بپذیرد و وقتی موفق شدید او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می سازید. وای بر شما که می گویید اگر به معبد سوگند بخورد چیزی نیست ولی اگر به طلاهای معبد سوگند بخورد موظف است به سوگند خود وفا کند. ای احمقان کدام مهمتر است طلا یا معبد که طلا را تقدیس می کنید. وای بر شما این ملایان و فریسیان ریاکار شما از نعنا و شوید و زیره ده یک می دهید اما مهمترین احکام شریعت را که عدالت رحمت و صداقت است نادیده گرفته اید. شما باید این ها را انجام دهید و در عین حال از انجام سایر احکام غفلت نکنید. ای راهنمایان کور که پشه را صافی می کنید و شتر را می بلعید. وای بر ملایان و فریسیان ریاکار، شما بیرون پیاله و بشقاب را پاک می کنید در حالیکه درون ان از ظلم و ناپرهیزی پر است. ای فریسی کور اول درون ان را پاک کن که بیرون ان هم پاک خواهد بود. وای بر شما ملایان و فریسیان ریاکار، شما مثل مقبره های سفید شده ای هستید که ظاهری زیبا دارند اما داخل ان ها پر از استخوان های مردگان و انواع کثافات است شما هم همینطور ظاهرا مردمانی درستکار ولی در باطن پر از ریاکاری و شرارت هستید. وای بر ملایان و فریسیان ریاکار، شما مقبره پیغمران را می سازید و بنا های را به یاد بود مقدسین ساخته شده را تزیین می کنید وی می گویید اگر ما در زمان پدران خود زنده بودیم هرگز در قتل پیامبران شرکت نمی کردیم. ای ماران ای افعی زادگان شما چگونه از اتش دوزخ می گریزید. به این جهت که من انبیا و حکما و علما را برای شما می فرستم اما شما بعضی را می کشید و مصلوب می کنید و بعضی را هم در کنیسه هایتان تازیانه می زنید و شهر به شهر  می رانید و از این جهت خون همه نیکمردان خدا که بر زمین ریخته شده برگردن شماه خواهد بود از هابیل معصوم گرفته تا ذکریا فرزند برخیا که او را اندرون مقدس و قربانگاه کشتید. در حقیقت به شما می گویم گناه تمام این کارها به گردن این نسل خواهد بود. ای اورشلیم ای اورشلیم ای شهری که پیامبران را بقتل رساندی و رسولانی که به نزد تو فرستاده شدند و سنگسار کردی چه بسیار اوقاتی که ارزو کردم مانند مرغی که جوجه های خود را زیر پروبال خود جمع می کند  فرزندان تو را به دور خود جمع کنم اما تو نخواستی. اکنون خانه شما متروک به شما واگذار خواهد شد و بدانید که دیگر هرگز مرا نخواهید دید تاروزی که بگویید مبارک است کسی که به نام خداوند می اید. 72 73 74.

 هر که بر ضد ما نباشد با ماست.125

(در مقام عبادت و طلب بخشش از خداوند و مغرور شدن به اعمال) هر که خود را بزرگ نماید (در هنگام عبادت بگوید فلان کار خوب را انجام دادم) خوار خواهد شد و هرکه خود را فروتن سازد (و به خدا بگوید که دست خالی هستم) سرفراز خواهد شد.223

مراقب باشید و نگذارید دل های شما با پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی تیره و تار شود چون ان روز بزرگ ناگهان فرا می رسد. ان روز مانند دامی بر سر راه تمامی ادمیان در سراسر دنیا خواهد افتاد. پس گوش به زنگ باشید و دعا کنید تا قدرت ان را داشته باشید که همه رنج هایی که به زودی پیش خواهد امد را پشت سر گذارید و در حضور پسر انسان (خداوند) بایستید.235

در ازل کلمه بود. کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود. از ازل کلمه با خدا بود همه چیز به وسیله او هستی یافت و بدون چیزی افریده نشد حیات از او به وجود امد و ان حیات نور ادمیان بود نور در تاریکی می تابد و هرگز بر ان چیره نشده است. مردی به نام یحیی (ع) (فرزند ذکریایی نبی) ظاهر شد و او فرستاده خدا بود او امد تا شاهد باشد و بر ان نور شهادت دهد تا به وسیله او همه ایمان ا ورند. 250

کسی هرکز به اسمان بالا نرفت مگر انکس که از اسمان پایین امد یعنی پسر انسان که جایش در اسمان است. هر کس به او ایمان اورد حیات جاودانه یابد. زیرا خدا جهانیان را انقدر محبت نمود هر کس به او ایمان اورد محکوم نگردد. حکم محکومیت این است که نور به جهان امد ولی مردم به علت اعمال شرارت امیز خود تاریکی را به نور ترجیح دادند. زیرا کسی که کارهای بد انجام دهد از نور متنفر است و از ان دوری می جوید تا مبادا اعمالش مورد ملامت قرار گیرد. اما شخص نیکوکار به سوی نور می اید تا روشن شود اعمالش در اتحاد با خدا انجام شده است.256   257

(علمای یهود خطاب به عیسی (ع)ع) ای استاد این زن را هنگام زنا گرفته ایم موسی در تورات می فرماید که زن زناکار را باید سنگسار کرد اما تو در این باره چه می گویی. عیسی (ع)ع گفت ان کسی که در بین شما بی گناه است سنگ اول را بزند و انان از پیران یک به یک شروع کردند و بیرون رفتند(گناه کار بودند) تا این که تنها خود عیسی (ع)ع و این زن باقی ماند (عیسی (ع)ع این زن را ازاد کرد و گفت برو دیگر گناه نکن) 275

فقط تا زمانی کوتاه نور با شماست تا وقتی این نور با شماست راه بروید مبادا تاریکی شما را فراگیرد کسی که در تاریکی راه می رود نمی داند به کجا می رود تا زمانی که نور دارید به نور ایمان اورید تا فرزندان نور شوید. 292

(سبب بی ایمانی کفار) چشمان انان را نابینا و دلهای انها را سخت گردانیده است تا با چشم های خود نبینند و با دلهای خود نفهمند و به سوی من باز نگردند تا ایشان را شفا دهم 292

حکم من این است که همدیگر را دوست داشته باشید همانطور که من شما را دوست داشتم. محبتی بالاتر از این نیست که کسی جان خود را فدای دیگران کند.299

اگر من نمی امدم و با انان (یهود بی ایمان) سخن نمی گفتم انان تقصیری نمی داشتند ولی اکنون انان برای گناه خود عذری ندارند.300

(پیش بینی عیسی (ع)ع در خصوص حوارییون، انچه بعد ها بر خاندان و یاران نبی مکرم اسلام نیز بعدها پیش امد) شما را از کنیسه ها بیرون خواهند راند و در حقیقت زمانی خواهد امد که هر که شما را بکشد گمان می کند به خدا خدمت می کند. این کارها را می کنند زیرا نه پدر (خداوند) را می شناسند و نه مرا (پیامبرخدا را) این چیزها را گفتم که وقتی زمان انجام ان رسید سخنان مرا به یاد اورید301

خدا ختنه را به عنوان نشانه پیمان خود به ابراهیم (ع)ع عطا کرد و به این ترتیب پس از تولد اسحاق او را در روز هشتم ختنه کرد و اسحاق یعقوب (ع)را ختنه کرد و یعقوب (ع)دوازده فرزند خود را که بعد ها هر کدام رییس یک طایفه اسراییل شدند. فرزندان یعقوب (ع)از روی حسد یوسف را به بردگی در مر فروختند اما خدا با او بود و او را از جمیع زحماتش رهانید و به او توفیق و حکمت عطا فرمود بطوریکه مورد پسند فرعون فرمانروای مصر واقع شد و یوسف فرمانفرمای سرزمین مصر و در بار سلطنتی مصر گردید. در این هنگام در سراسر مصر و کنعان قحطی ای پدید امد که باعث مصیبت عظیمی شد به حدی ککه اجداد ما چیزی برای خوردن نیافتند. وقتی یعقوب (ع)باخبر شد که در مصر غله پیدا می شود پدران ما را برای اولین بار به انجا فرستاد در سفر دوم یوسف خود را به برادرانش شناسانید و فرعون از اصل و نسب یوسف باخبر شد. یوسف پدر خود یعقوب (ع)و تمام بستگانش را که جمعا هفتاد و پنج نفر بودند به مصر دعوت کرد و به این ترتیب یعقوب (ع)به مصر قدم نهاد . عمر یعقوب (ع)و اجداد ما در انجا به سر رسید و اجساد انان را به شکیم بدند و در ارامگاهی که ابراهیم (ع)از اولاد حمور به مبلغی خریده بود به خاک سپردند. وچون وقت ان نزدیک می شد که خدا به وعده ای که به ابراهیم (ع)داده بود عمل کند قوم ما در سرزمین مصر رشد کرده و تعداد ان افزایش یافت سرانجام پادشاه دیگری که یوسف رانمی شناخت به پادشاهی مصر رسید و با اجداد ما با نیرنگ رفتار کرد و به انان ظلم بسیار روا داشت به حدی که ایشان را مجبور ساخت که نوزادان خود را سر راه بگذارند تا بمیرند. در چنین روزگاری موسی ع که کودگی بسیار زیبا بود به دنیا امد او مدت سه ماه در خانه پدر خود پرورش یافت و وقتی که او را سر راه گذاشتند دختر فرعون او را برداشت و همچون فرزند خود تربیت نمود به این ترتیب موسی بر تمام فرهنگ و معارف مصر تسلط یافت و گفتا و کردادر استعداد مخصوصی از خود نشان داد. همیکه موسی چهل ساله شد به فکرش رسید که بدیدن برادران اسراییلی خود برود و چون دید که یک مصری با یکی از انان بد رفتاری می کرد به حمایت ان اسراییلی برخاست و ان تجاوز کار مصری را به سزای عمل خود رساند و او را کشت. موسی گمان میکرد که هم نژادانش خواهند فهمید که خدا او را وسیله نجات انان قرار داده است اما انان نفهمیدند فردای انروز به دونفر اسراییلی که با هم نزاع میکردند رسید و برای رفع اختلافشان چنین گفت ای دوستان شما برادر یکدیگرید چرا با هم بدرفتاری می کنید مرد مقصر او را عقب زد و گفت چه کسی تو را حاکم و قاضی ما کرده است؟ می خواهی مراهم مثل ان مصری که دیروز کشتی بکشی؟ موسی وقتی این جواب را شنید از ان سرزمین گریخت و در سرزمین مدیان اواره گشت و در انجا صاحب دو پسر شد. پس از انکه چهل سال سپری شد فرشته ای در بیابانهای اطراف کوه سینا در بوته ای سوزان به موسی ظاهر شد. موسی از دیدن این رویا غرق حیرت گشت و هنگامی که نزدیک امد تا بهتر ببیند صدای خداوند به گوشش رسید که می گفت من خدای پدران تو خدای ابراهمی اسحق (ع)اق یعقوب (ع)هستم. موسی ترسید و جرات نگاه کردن نداشت سپس خداوند فرمود کفشهایت را بیرون اور چون در مکان مقدسی ایستاده ای. البته ان ظلمی را که در مصر نسبت به قوم من میشود  دیده و اه و ناله هایشان را شنیده ام و برای نجات انان امده ام برخیز ترا به مصر می فرستم. اری همان موسی را که انان رد کرده و به او گفته بودند چه کس ترا حاکم و قاضی ما کرده است؟خدا به بوسیله فرشته ای که در بوته به او ظاهر شد حکمران و رهاننده گردانید. این موسی بود که با انجام معجزات و ایات در مصر و در راه دریای سرخ اسراییلیان را به خارج از مصر هدایت کرد و مدت چهل سال در بیابان عهده دار رهبری انان بود. باز هم موسی بود که به اسراییلیان فرمود خدا از میان برادران شما پیامبری مانند من برایتا بر میانگیزد و او بود که در اجتماع بین اسراییل در بیابان حضور داشت و با فرشته در کوه سینا و با اجداد ما گفتگو کرد و پیام زنده الهی را دریافت نمود تا انرا به ما نیز برساند  اما پداران ما رهبری او را نپذیرفتند و دست رد به سینه اش زدند و ارزو داشتند به مصر برگردند و از هارون خواستند برای ایشان خدایانی بسازد که پیشاپیش انان بروند و گفتند ما نمی دانیم  بر سر ان موسایی که ما را از مصر بیرون اورد چه امده است و در ان ایام گوساله ای ساختند و در برابر ان بت قربانی های بسیار کردند و به افتخار ساخته و پرداخته دست خود جشنی برپا نمودند لیکن خدا از انان روی گردان شد و ایشان را به پرستش ستارگان اسمانی وا گذاشت336 338

انچه را خدا حلال کرده است تو نباید حرام بپنداری 348

خدا به من نشان داده است که من نباید هیچ کس را نجس و ناپاک بدانم 349

خدا هیچ تبعیضی قایل نمی شود و هر کس از هر ملت که خدا ترس و نیکوکار باشد مقبول خداست. خدا پیام خود را به قوم اسراییل فرستاد و به این طریق مژده صلح و سلامتی را به وسیله عیسی (ع)ابلاغ فرمود. خدا عیسی (ع)ناصری را با قدرت خود و روح القدس مسح کرد و می دانید چگونه عیسی (ع)به هر جایی می رفت و اعمال نیک انجام می داد و همه کسانی که در اسارت شیطان بودند رهایی می بخشید زیرا خدا با او بود.350

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : انان ,اسمانی ,موسی ,عیسی ,خداوند ,بیرون ,فریسیان ریاکار، ,خواهد اورد ,احکام شریعت ,دوست بدار ,فریسیان ریاکار ,معبد سوگند بخورد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : گزیده ای از ایات اسمانی انجیل


عیسی ,هرکه ,کنیم ,مسیح ,نباشد ,بخاطر ,عیسی مسیح، ,داشته باشیم ,عیسی مسیح ,برای بعضی

" ایمان به عیسی مسیح "

:: " ایمان به عیسی مسیح "
عیسی ,هرکه ,کنیم ,مسیح ,نباشد ,بخاطر ,عیسی مسیح، ,داشته باشیم ,عیسی مسیح ,برای بعضیبرای بعضی از افراد انجیل عیسی مسیح یک گمراهی، تحریف شده و غیر اسلامی است و برای بعضی دیگر یک دین و مذهب جدید است که به ما مجوزی می دهد تا از امیال انسانی مان پیروی کنیم. 

انجیل پر جلال عیسی مسیح، ما را از زنجیرهایی که ما را می بندند رها می سازد. گناهانی که ما را برای مجازات در دوزخ زنجیر می کنند و طبیعت گناهکار قلبهایمان، که ما را اسیر می کند تا دوباره و دوباره مرتکب گناه شویم. عیسی گفت: "اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود." برای آمرزش گناهانمان باید اعتراف کنیم که "عیسی خداوند است" و در دلهایمان ایمان داشته باشیم که خدا او را از مردگان برخیزانید. اعتراف حقیقی و ایمان، منجر به یک تغییر و تحول می شود. منظور عیسی از تولد یافتن از آب و روح این است. این ایمان، خواهشها، برنامه ها و کل زندگیمان را تغییر می دهد. مسیحی شدن دعوتی است برای مردن و سپس براستی زیستن. 

عیسی مسیح گفت: "زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خویش و عروس را از مادرشوهرش جدا سازم. و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود. و هرکه پدر یا مادرخود را بیش از من دوست دارد، لایق من نباشد و هرکه پسر یا دختر را از من زیاده دوست دارد لایق من نباشد. و هرکه صلیب خود را برنداشته، از عقب من نیاید، لایق من نباشد. و هرکه جان خود را دریابد، آن را هلاک سازد و هرکه جان خود را بخاطر من هلاک کرد، آن را خواهد دریافت." (متی39-35:10) 


برای مسیحی شدن باید برای مرگ آماده باشیم. اگر بخاطر عیسی مسیح، جانمان را از دست بدهیم، می توانیم حیات ابدی داشته باشیم. جدای از اینکه تظاهر به مسیحی بودن کنیم. بهتر است از مسیح دور بمانیم، تا اینکه نزد او بیاییم و تظاهر کنیم که برای او زندگی می کنیم. اگر حاضر نباشید تا زندگی خود را بخاطر او از دست دهید، آماده نیستید تا شاگرد او شوید و او را پیروی کنید . 

در نام خداوند، عیسی مسیح، پر از برکت باشید. 
 

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : عیسی ,هرکه ,کنیم ,مسیح ,نباشد ,بخاطر ,عیسی مسیح، ,داشته باشیم ,عیسی مسیح ,برای بعضی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : " ایمان به عیسی مسیح "


مخورید ,گویم ,حضرت عیسی ,دروغ مخورید

پند های حضرت عیسی در انجیل

:: پند های حضرت عیسی در انجیل
مخورید ,گویم ,حضرت عیسی ,دروغ مخوریددرست به شما می گویم که موسی به شما فرموده به خداوند سوگند دروغ مخورید و من می گویم به خدا سوگند راست یا دروغ مخورید ولی بگویید : نه ، آری

 

ای بنی اسرائیل بر شما باد که از تره بیابان و نان جو استفاده کنید و از نان گندم پرهیز کنید چرا که ترس از آن دارم که نتوانید شکر آن را بر جای آورید.

به حق به شما می گویم که هر کلمه بدی می گویید در روز قیامت به شما جواب داده می شود.

دقت کنید حضرت عیسی می فرماید نان گندم مخورید چرا که میترسم نتوانید شکر آن را به جای آورید ، حال ما انسان ها چه نعمت هایی را در اختیار داریم ؟ چقدر نان را بی ارزش می پنداریم

بعد توقع داریم همه کارهای ما بی نقص انجام شود

شکرگذاری که نمی کنیم هیچ ، کفر و عصیان نیز می ورزیم

خدا چشم های همه ما را بر روی حقایق باز کند ، یادم به سخن استاد اخلاق مرحوم کافی افتاد :

خدا پرده پوشانده در میان چشم ها ، از بس دل به ظواهر دنیا دوخته اید حقایق را نمی بینید

دنیا آن چیزی نیست ک شما میپندارید.

 

منبع اصلی مطلب : مسیحیت
برچسب ها : مخورید ,گویم ,حضرت عیسی ,دروغ مخورید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : پند های حضرت عیسی در انجیل